به نام آفریدگاری که بخشایش و رحمانیتش عام و مهربانی و رحیمیتش خاص است

پیغام امام زمان(عج) به آیة الله بهاء الدینی(ره)!                         

یکی از دعاهای آشنا و معروف دعای «اللهم کن لولیک ......» است که به دعای فرج معروف شده است ولی در واقع دعای سلامتی امام زمان(علیه السلام) است. نام "دعای فرج" درباره دعاهای دیگری صدق می کند که دعای «الهی عظم البلاء......» از آن جمله است. دعای سلامتی در اعمال شب بیست و سوم ماه رمضان وارد شده است و درباره تکرار این دعا در شب بیست و سوم و خواندن آن در همه شب های ماه مبارک و هر زمان دیگری سفارش شده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه پنجم مهر 1393ساعت 5:38  توسط امور فرهنگی  | 

داستان كوتاه

از عارفی پرسیدند :چگونه بفهمیم در خواب غفلت هستیم یا نه؟ او جواب داد : اگر برای امام زمانت کاری می کنی یا تبلیغی انجام می دهی و خلاصه قدمی برمی داری و به ظهور آن حضرت کمکی می کنی بدان که بیداری و الا اگر مجتهد هم باشی در خواب غفلت هستی...               اللهم عجل لوليك الفرج

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم شهریور 1393ساعت 5:25  توسط امور فرهنگی  | 

شاید این جمعه بیاید...

انتظار یعنی :                                              انتظار یعنی دروغ نگفتن                       انتظار یعنی غیبت نکردن.

انتظار یعنی تهمت نزدن.                   انتظار یعنی نماز به موقع خواندن.                  انتظار یعنی زکات دادن .

انتظار یعنی چشم خود را کنترل کردن.                                                             انتظار یعنی قدم صحیح برداشتن .

انتظار یعنی عمل به قرآن.                   انتظار یعنی احترام گذاشتن .                        انتظار یعنی با ادب بودن.

انتظار یعنی کنترل سخن داشتن.             انتظار یعنی راستگو بودن.                      انتظار یعنی امانت دار بودن.

انتظار یعنی خشم خود را فرو بردن.         انتظار یعنی بخشنده بودن.               انتظار یعنی هر لخظه به یاد خدا بودن.

انتظار یعنی دیگران را کوچک نشماردن.    انتظار یعنی علی وار بودن.             انتظار یعنی دیگران را مسخره نکردن.

انتظار یعنی امر به معروف کردن.           انتظار یعنی نهی از منکر کردن.

انتظار یعنی در راه خدا جهاد کردن. انتظار یعنی ...                        آیا می توانیم خودمان رایک منتظر بنامیم؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم شهریور 1393ساعت 6:49  توسط امور فرهنگی  | 

آیت‌الله جوادی آملی: عقل جامعه با ظهور حضرت صاحب الزمان (عج) کامل می‌شود 

آیت الله جوادی آملی با بیان اینکه جریان امامت جزء اصول رسمی مذهب ماست، بیان داشت: امام از برجسته‌ترین خلفای الهی است و این جمله نورانی که خدا فرمود ﴿إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خلیفة﴾ این ﴿جاعِلٌ﴾ صفت مشبهه است و معنای ثبوت و دوام دارد، یعنی من دائماً در عالَم خلیفه دارم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم خرداد 1393ساعت 5:22  توسط امور فرهنگی  | 

اولین کسی که دست امام زمان(عج) را می بوسد                   

اولین ها همیشه مورد توجه عام و خاص بوده اند و این درمورد بیعت با امام زمان نیز صدق می کند و اولین مسئله ای که پس از اعلام ظهور حضرت قائم(علیه السلام) به وجود خواهد آمد مسئله بیعت با ایشان است و این سوال به ذهن متبادر می شود که چه کسی اولین بار با ایشان بیعت خواهد کرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم خرداد 1393ساعت 5:33  توسط امور فرهنگی  | 

هفت سین امام زمانی                              

از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که فرمودند: هیچ نوروزی نیست مگر اینکه ما در آن منتظر فرج هستیم، زیرا نوروز از روزهای ما و شیعیان ماست. ایرانیان آن را حفظ کردند و شما (اعراب) آن را وانهادید.(1)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392ساعت 7:1  توسط امور فرهنگی  | 

بهترین کارها در دوران آخرالزمان

.امام علی (ع) درباره ویژگی‌ها و خصیصه‌های دوران آخرالزمان می‌فرمایند:و آن زمانی است که (آخرالزمان) در آن نجات نمی‌یابد مگر هر مؤمن بی‌نام و نشان که اگر (در مجالس) حضور یابد شناخته نشود و هرگاه غایب باشد در جست‌وجویش برنیابند اینان چراغ‌های هدایت و روشنگران راه شبروانند که به فتنه و فساد و سخن چینی در میان مردم آمد و شد نکنند و دهان به عیب‌جویی از مردم و یاوه‌سرایی نگشایند 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اسفند 1392ساعت 6:48  توسط امور فرهنگی  | 

چگونگی ارتباط با امام زمان در دعای عهد                         

دعای عهد دعایی جهت برقراری ارتباط بین ما و حضرت مهدی(عج) است. در این دعا با آن حضرت عهد و پیمان می بندیم. قول و قرار می گذاریم که یکسری کارهایی را انجام دهیم و در جهت تشکیل حکومت عدل مهدوی زمینه سازی کنیم.

امام زمان


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1392ساعت 6:5  توسط امور فرهنگی  | 

امام مهدی(عج) عصاره ی خلقت!                             

پیرامون امام عصر(عج) هر آنچه نگاشته شود باز هم کم است. زیرا باید خود را با شناخت او تجهیز کنیم. و راه بندگی را بپیماییم. امام عصر ما مهدی(عج) عصاره ی خلقت است و همه ی خوبی ها در او جمعند.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1392ساعت 5:55  توسط امور فرهنگی  | 

ازبیانات حاج محمد اسماعیل دولابی:

عارف مرحوم حاج محمد اسماعیل دولابی در بیانی، معنای غیبت حضرت ولی عصر(عج) را اینگونه تشریح می‌کنند:سوال شد امام زمان (عج) غایب است یعنی چه؟ گفتم غایب؟ کدام غایب؟ بچه دستش را از دست پدر رها کرده و گم شده می گوید: پدرم گم شده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم تیر 1392ساعت 9:50  توسط امور فرهنگی  | 

20 عمل توصیه شده برای خشنودی امام زمان علیه السلام

1-کمک و صدقه به محرومین به نیت سلامتی و دور کردن غم واندوه از حضرت


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم تیر 1392ساعت 5:22  توسط امور فرهنگی  | 

وقتی آقا بیاید، فرزند من کجاست؟                                    

روزی که امام زمانمان ظهورکنند ، فرزندان ما در سپاه او هستند یا در مقابل او ؟

کاش روزی که علی (ع) تنهابود ، فرزندم را به یاری او می فرستادم ؛ کاش روزی که یاران امام حسن (ع) اورا تنها گذاشته بودند ، فرزندم را به یاری او می فرستادم .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1392ساعت 5:42  توسط امور فرهنگی  | 

بشر در انتظار چیست؟!                                      

بشر در انتظار است! در انتظار چه چیزی؟! در انتظار یک تغییر! در انتظار یک حادثه و رویداد! چرا بشر در انتظار است؟! چرا بشر انتظار یک واقعه را می کشد؟! کدام واقعه بشریت را این چنین منتظر خود کرده است؟!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفتم تیر 1392ساعت 5:16  توسط امور فرهنگی  | 

90 فایده در دعا برای فرج امام زمان (عج)

آیت الله سید محمدتقی موسوی اصفهانی در کتاب گران سنگ مکیال المکارم خلاصه آثار و فواید و ویژگی‌هایی را که بر دعا کردن برای تعجیل فرج مترتب است، بیان می‌کند که به شرح زیراست.دعا کننده برای فرج حضرت مشمول برکات زیر می‌شود:



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1392ساعت 5:16  توسط امور فرهنگی  | 

  انتظار فَرَج    

از آنجا كه انسان كامل در تمام شئونِ افعال و اوصاف الهي، آيت كامل باري تعالي است خداي سبحان نيز بر تمام شئون و جوانب او درود مي‏فرستد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1392ساعت 9:39  توسط امور فرهنگی  | 

دولت كریمه، یاران صبح                               20/8/91

اللهم انا نرغب الیك فی دوله كریمه:ظهور مهدی(عج) با اجتماع یاران او قرین است؛ اصحاب سختكوشی كه با حضور خود فرمان موعود را لبیك گفته، گرد آفتاب وجودش حلقه می زنند تا در ركاب او وعده الهی را تحقق بخشیده، حاكمیت دولت اهل بیت(علیهم السلام)را بر جهان بگسترانند.

جوانگرایی:بیشتر یاران قائم(عج) «جوان» اند، آنگونه كه امیر سخن، علی(علیه السلام) بدان بشارت داده است:

«یاران قائم جوان هستند و در میان آنها پیرمرد یافت نمی شود جز مانند سرمه در چشم و نمك در طعام، كه كمتر از هر ماده در طعام نمك آنست».موعود نیز خود «جوان» است و هر چند كه صدها سال از حیات او گذشته، ولی به اعجاز الهی، سیمایش مانند جوانی خوش چهره می ماند؛ امام حسن(علیه السلام) در بیان این نكته می فرماید: «خداوند، مهدی(عج) را به قدرت خویش در سیمای جوانی كمتر از چهل سال آشكار و ظاهر می كند».

 313 دولتمرد:یاران مهدی(عج) 313 نفر هستند؛به تعداد یاران پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) در جنگ بدر؛

و به تعداد یاران طالوت در نبرد با جالوت.این رقم در بسیاری از روایات معتبر شیعه و سنی به ما رسیده است؛ از جمله، فرمایش پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) كه آنها را 313 نفر، به تعداد اصحاب بدر می داند.

و سخن پیشوای ششم، امام صادق(علیه السلام):

« هرگاه 313 نفر به تعداد اصحاب بدر، گرد امام جمع شوند، بر او قیام واجب خواهد شد».

همچنین در تفسیر آیه « الامه المعدوده» به عدد یاران امام(ع ‍ ج) اشاره شده است.

امام علی(علیه السلام) می فرمایند: «امت معدوده، اصحاب 313 نفره قائم (عج) هستند».

امام باقر (علیه السلام) می فرمایند: «یاران قائم(ع ‍ ج) 313 نفرند، قسم به خدا آنان امت معدوده هستند.»

احادیثی نیز بر رقمهایی چون 5هزار، 10هزار و 12تا 15 هزار نفر تأكید دارد. و یا بر زنده شدن (رجعت) و همراهی بسیاری از برجستگان دین و مۆمنان گواهی می دهد.

البته این ارقام متفاوت و مختلف، منافاتی با رقم واقعی اصحاب امام مهدی(عج) ندارد، بلكه 313 نفر ، همان یاران اصلی و نخست امام هستند، كه با گرد آمدن ایشان دعوت قائم(عج)  آغاز می شود و سپس با جذب و گرد آمدن دیگر دوستان و ارادتمندان او، حركت شكل می گیرد. كلام امام صادق(علیه السلام) بر این نكته اشاره دارد كه: «پس از اجتماع 313 یار، امام تا هنگام گرد آمدن ده هزار نفر، در مكّه اقامت كرده، و پس از كامل شدن یاران، راهی مدینه می شود».

امام جواد(علیه السلام) به «صحیفه مختومه» اشاره می كند كه در آن مشخصات یاران مهدی(عج) ثبت است.

«همراه قائم(عج) صحیفة مُهر شده ای هست كه اسامی یارانش همراه با ویژگیها ، شهر، آراستگیها و كُنیه هایشان در آن نوشته شده است».

امام زمان(عج)  در میان درب خانه خدا و بین ركن و مقام می ایستد و آنگاه بانگ بر می آورد:

«ای فرماندهان من!             ای نزدیكان من!

ای كسانی كه خداوند پیش از ظهور من، آنها را برای یاری من در روی زمین ذخیره كرده است!

بسوی من بشتابید و به فرمان من گردن نهید».

صدای آن حضرت در شرق و غرب جهان به گوش یارانش می رسد و آنها كه در محرابهای خود و یا بر فراز رختخوابها هستند، در یك لحظه بانگ امام را می شنوند و به سوی او می شتابند.

مبدأ حركت یاران از سراسر جهان و مقصد، شهر شریف مكه است؛

امام صادق(علیه السلام) می فرماید: «هنگامی كه به امام زمان(عج) اذن ظهور برسد، خدا را با اسم اعظمش می خواند و همه یارانش از سراسر جهان گرد می آیند. آنان، یارانِ پرچمدار او هستند. پیشگویی از حضور سریع و اعجاز گونه یاران مهدی(عج) در سخنان ائمه اطهار(علیهم السلام) بسیار است.

از جمله امام علی(علیه السلام) می فرماید: «آنها شبانه از بسترهایشان ناپدید و صبح در مكه حاضر می شوند و برخی از آنها در روز روشن برفراز ابرها راه می روند؛ آنها با نام، نام پدر، لقب و دیگر خصوصیاتشان شناخته می شوند».

امام رضا(علیه السلام) در تفسیر آیه «اینما تكونوا یأت بكم الله جمیعا» براین مهم اشاره می نماید:

«قسم به خدا آن هنگام كه قائم قیام كند، خداوند یاران شیعه را از سراسر دنیا گرد می آورد» .

امام صادق(علیه السلام) از حضور همه یاران در شب موعود، چنین خبر می دهد:

«خداوند آنها را در یك شب جمعه در مكه معظمه و در بیت الله الحرام گرد می آورد كه حتی یك نفر از آنها تخلف نمی كند، آنگاه در كوچه های مكه به راه می افتند تا برای خود سُكنایی پیدا كنند، مردم كه افراد ناشناسی  را در میان خود می بینند در حالی كه از ورود هیچ قافله ای به قصد حج و عمره، تجارت و غیره اطلاعی ندارند  به یكدیگر می گویند: افراد ناشناسی می بینیم كه تا به امروز در این شهر آنها را ندیده ایم؛ اینها اهل یك شهر و یك قبیله و یك تیره و یك نژاد نیستند و خود هیچ اهل و عیال و وسیله و مركبی همراه ندارند».

میعادگاه:مسجدالحرام، مكان دیدار یاران با مهدی موعود(عج) و انجام بیعت با حضرت است.«313 نفر در همین مسجد شما - مكه- گرد می آیند كه مردم مكه می دانند كه از پدران و نیاكان آنان متولّد نشده اند».

نخستین كسی كه با مهدی(عج)  بیعت می نماید، جبرئیل امین است؛ همان فرشته وحی و حامل علم الهی، كه از سوی خدا تمام نعمتهای علمی و عطایای معنوی به او عطا شده است. پس از بیعت او، 313 یار جوان با امام مهدی(عج)  بیعت كرده، پیمان وفاداری و اطاعت با او می بندند.

بنا بر گفته امام باقر(علیه السلام)، محل بیعت، بین ركن و مقام است.

 حضور زنان:زنان متعهد در طول تاریخِ حماسه ها و قیام ها، نقش چشمگیری داشته، پیام آور حضور توأم با عزت و عفت بوده اند.وجود پنجاه «زن» در میان 313 یار مهدی(عج) ، حكایتگر جایگاه ویژه آنان در عصر ظهور است.

امام باقر(علیه السلام) می فرمایند: «سوگند به خدا، سیصدوسیزده نفر بدون وعده پیشین، گرد می آیند؛ در میان آنان پنجاه زن هست».بی شك كارآمدی زنان در عرصه هایی جلوه می نماید كه با سرشت و طبیعت ایشان سازگار باشد؛ از این رو سرپرستی و انجام امور بهداشت و درمان را می توان یكی از كاركردهای آنان نام برد.

این نكته را از سخن امام صادق(علیه السلام) پیرامون آن دسته از زنانی كه رجعت نموده، و در زمره یاران عمومی امام مهدی(عج) قرار می گیرند، می توان فهمید، امام(علیه السلام) می فرماید:

همراه مهدی(عج)  سیزده زن هستند؛ آنان مجروحان را مداوا می كنند و از بیماران جنگی پرستاری

می نمایند، چنانچه زنان در زمان پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) همراه او بودند».

 دولت فراگیر:اصحاب قائم(عج) از نژاد خاص، قبیله ای با سابقه یا كشوری معروف گزینش نمی گردند، زیرا این نهضت یك قیام عدالت گسترانه است و در راستای تحقق اسلام ناب، نژادپرستی در آن جایی ندارد.

یاران امام مهدی(عج) از سراسر جهان و دورترین شهرها و به تعبیر روایات از «اقالیم الارض» و «اقصی البلاد» گرد هم می آیند.امام صادق(علیه السلام) از حضور تعدادی از اهل نوبه كه به ظاهر سیاه پوست هستند، در میان یاران مهدی(عج)  خبر می دهد.

اگر در روایات بر «عجم» یعنی غیر عرب بودنِ یاران موعود اشاره شده است، جدای از تأكید بر شایسته گزینی، دلیلی بر مبارزه با قومیت گرایی است، ویژگی منفی ای كه اعراب و بسیاری از نژادها بر آن پای می فشارند.

سایت تبیان- نویسنده: محمد باقر پورامینی                            منبع: مجله امان شماره 1

گمشده نفس

آیت الله کشمیری :خودتان را پیدا کنید به دنبال خودتان بگردید. مثل کسی که انگشتر طلا یا عقیقش در میان آشغال ها گم شده  و او آنقدر به دنبال آن می گردد تا آن را پیدا می کند.پس شما هم بگردید و خودتان را پیدا کنید.جواهرید شماها؛ بخصوص شما جوانها. در روایت آمده « تعجبم از کسی که به دنبال گمشده هایش می گردد تا آن را بیابد ولی به دنبال خودش نمی گردد.»

 ای کاش برای یافتن خویش نیز مانند بدست آوردن مادیات تلاش می کردیم؛ تا شاید خود را در این زمانه پر از دغل و فریب می یافتیم؛ و خود را نجات می دادیم از این همه پلیدی که در آن گم گشته ایم؛ تا شاید در پایان راه، خود را در کنار مهدی فاطمه روحی له الفداء می دیدیم.

السلام علیک یا صاحب الزمان

السلام علیک یا عین الله ناظره                                    

+ نوشته شده در  شنبه بیستم آبان 1391ساعت 6:4  توسط امور فرهنگی  | 

برکات امام غائب                                         19/6/91

امام معصوم حجت و خلیفه خداوند بر روی زمین است. او مانند پیامبر از سوی پروردگار برگزیده می شود. امام تمام مسئولیت های رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) به جز دریافت وحی تشریعی را بر عهده دارد، اگر پیشوای معصوم از دیدگان ما پنهان باشد و نتواند به بیان قرآن و احکام و تشکیل حکومت بپردازد، آیا می تواند با این حال در حیات بشری تاثیر گذار باشد؟ در این نوشته برخی از آثار و برکت های امام مهدی (عج) که نهان از چشمان ماست، به صورت خلاصه بیان می شود.

اول: امید بخشی :نقش حیاتی و شگفت انگیز امید در سعادت فرد و جامعه بر کسی پوشیده نیست، وقتی امید می آید تلاش و حرکت جایگزین رخوت و سستی می شود و در یک سخن؛ انسان به امید زنده است. مهمترین دلیل شکست مسلمانان در جنگ احد شایعه ی شهادت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بود. وقتی این خبر دروغ پخش شد عده ی کمی به اندازه انگشتان دست، اطراف پیامبر باقی ماندند.(1) شیعه با اعتقاد به امامی که زنده است و حاضر و ناظر و پشتیبان آنان است، خود را حفظ کرده و پیش می رود.

اهل سنت اعتقاد دارند امام مهدی(عج) در آخر الزمان به دنیا می آید و سپس ظهور خواهد کرد.

آنان به امام زنده معتقد نیستند به همین دلیل جوامع سنی نشین دارای انتظاری سرد و خاموش هستند ولی جوامع شیعی انتظارشان زنده و نیرو آفرین است. دلیل این نشاط دو نکته اساسی است:

1- شیعه با اعتقاد به وجود امام زمان (عج) و قدرت و علم گسترده ی او، خود را دارای پشتوانه ی قوی و فولادین می بیند، برای همین مانند کوهی استوار در برابر دشمن می ایستد و به پیش می رود.

2- شیعه با اعتقاد به نقش و تاثیر انسان ها در پایان یافتن غیبت امامشان و بر پایی عدالت در جهان، تلاش خود را برای فراهم کردن زمینه های ظهور انجام می دهد.

معتقدان به امام غایب او را شاهد اعمال خود می بینند و می دانند که کردارشان پیوسته به محضر او عرضه می شود از این روی تلاش می کنند کردار و رفتارشان مطابق میل او باشد و در پیشگاه امام خود شرمگین و سرافکنده نشوند. این خود سازی می تواند مقدمه ای برای هدایت باطنی به وسیله ی امام باشد

دوم: امنیت بخشی :پروردگار عالم هر روز شاهد نا فرمانی و ظلم و فساد بر روی زمین است. اگر به خاطر وجود مبارک امام مهدی (عج) و عدالت گستری او نبود تا کنون بارها اهل زمین را نابود کرده بود. به همین جهت در روایات ما به تعبیر های مختلف آمده است: اگر حجت بر روی زمین نباشد زمین اهل خود را فرو می برد(2) امام مهدی (عج) فرمود: من پناه اهل زمین هستم آنچنانکه ستارگان پناهگاه ساکنان آسمانند.(3)

سوم: رابط میان آسمان و زمین :یکی از ویژگی های شیعه ی دوازده امامی بر قرار بودن رابطه آنان با خداوند به وسیله نماینده اوست. با آمدن پیامبر اسلام، رابطه ادیان پیشین با آسمان قطع شد و با رحلت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) رابطه اهل سنت با آسمان بریده شد ولی شیعه با اعتقاد به جانشینی پیشوایان معصوم از طرف خداوند این ارتباط را حفظ کرد. در میان گروه های شیعه، این شیعه ی دوازده امامی است که با اعتقاد به امام مهدی علیه السلام به عنوان امام غایب هنوز پیوند خود را با آسمان نگه داشته و ریسمان الهی را رها نکرده است.در دعای ندبه می خوانیم: « این السبب المتصل بین الارض و السماء » کجاست آن وسیله پیوند میان آسمان و زمین.(4)

چهارم: حافظ علوم و اسرار الهی :تمام علوم و حقایقی که همراه حضرت به زمین آورده شد و تمامی میراث پیامبران، پیوسته از حجتی به حجت دیگر می رسید و حجت هر زمان مسئول نگهداری و استفاده از این علوم بود، هم اکنون حافظ این علوم و اسرار امام مهدی (عج) است. او در زمان ظهور هنگام رشد عقلی انسانها از این میراث گرانبها برای پیشرفت انسانها استفاده خواهد کرد. امام صادق علیه السلام فرمودند: علومی که با آدم(علیه السلام) نازل شد، از میان نرفت و عالمی نمی میرد مگر اینکه علمش را به ارث می گذارد و زمین بدون عالم باقی نمی ماند.(5)

پنجم: خودسازی:معتقدان به امام غایب او را شاهد اعمال خود می بینند و می دانند که کردارشان پیوسته به محضر او عرضه می شود از این روی تلاش می کنند کردار و رفتارشان مطابق میل او باشد و در پیشگاه امام خود شرمگین و سرافکنده نشوند. این خود سازی می تواند مقدمه ای برای هدایت باطنی به وسیله ی امام باشد.

ششم: هدایت باطنی :رسالت اصلی پیامبران و پیشوایان دین هدایت تشریعی و راهنمایی مردم به راه راست است. برخی مردم این دعوت را می پذیرند و برخی نمی پذیرند ولی عده ای از انسان ها به درجات پایین ایمان قانع نیستند. آنها با شناخت استعدادهای خود و تلاش خستگی ناپذیر نگاهشان به بالاترین مرتبه های ایمان است. خداوند حکیم وسیله رشدشان را با قرار دادن انسان کاملی فراهم کرده است تا با آنان ارتباط معنوی بر قرار کرده و دستگیر و راهنمایشان در صعود به قله های ایمان باشد. و آن انسان کامل کسی جز حجت خداوند در هر زمان نیست و هم اکنون امام مهدی (عج) این وظیفه را بر عهده دارد.

هفتم: فریادرس:امام زمان (عج) گرچه از دیدگان ما غائب است ولی در هنگام اضطرار فریاد رس بسیاری از بیچارگان و در راه ماندگان و گمراهان خواهان هدایت بوده و می باشد. کتابهای زیادی این عنایات حضرت را جمع آوری کرده و نوشته اند. (6)

 هشتم: حفظ کیان شیعه :در طول دوران غیبت هر وقت شیعیان در خطر قرار گرفته اند و دشمن از هر طرف به آنان هجوم آورده است، امام عصر (عج) با روشی آنان را نجات داده است. آیت الله نائینی می گوید: در دوران جنگ جهانی اول و اشغال ایران توسط روسها و انگلیسی ها، فشار و سختی ملت ایران به اوج خود رسید. شبی به امام مهدی (عج) متوسل شدم و با چشمانی گریان خوابیدم. در عالم رۆیا دیوار بزرگی به شکل نقشه ایران دیدم که در حال سقوط است و عده ای زن و بچه زیر آن نشسته اند. وضعیت به قدری هولناک بود که در خواب فریاد کشیدم. در این حال امام زمان آمدند و انگشت مبارکشان را به طرف دیوار گرفتند دیوار سر جای خودش قرار گرفت. ایشان فرمودند: این جا خانه ی شیعه، خانه ی ما است، می شکند، خم می شود، خطر است ولی ما نمی گذاریم سقوط کند، نگهش می داریم. امام زمان(عج) در توقعی به شیخ مفید فرمودند: ما در رسیدگی و سر پرستی شما کوتاهی و اهمال نکرده و شمارا از یاد نبرده ایم. و اگر جز این بود دشواری ها و مصیبت ها شما را فرا می گرفت و دشمنان شما را ریشه کن و نابود می کردند.(7)

خدای مهربان این حجت را بر ما دارد که من نماینده ام را برای نجات و هدایت شما فرستادم، آن چه هست از طرف شما باید آمادگی پذیرش باشد تا او ظاهر شود. وجود امام زمان و آمادگی او برای قیام که لقب « قائم » بیانگر آن است، این پیام را برای منتظران دارد که در راه فراهم کردن مقدمات ظهور او بیشتر تلاش کنند. و

 منبع: سایت راسخون                                                             

خداوند در قرآن کریم می فرماید: بدى را به بهترین راه و روش دفع کن و پاسخ بدى را به نیکى ده ! ما به آن چه توصیف مى‏ کنند آگاه تریم«1»
کسی که در امر به معروف و نهی از منکر از روش خوب و پسندیده استفاده کند و در این راه صبوری نماید خداوند برای او پاداش بسیار بزرگی در نظر گرفته شده است همان گونه که خداوند می فرماید:
و آن ها که به خاطر ذات پاک پروردگارشان شکیبایى مى‏ کنند و نماز را برپا مى ‏دارند و از آن چه به آن ها روزى داده‏ ایم، در پنهان و آشکار، انفاق مى‏ کنند و با حسنات، سیئات را از میان مى ‏برند پایان نیک سراى دیگر، از آن آن هاست.
                                                               

پی نوشت :

1-      فروغ ابدیت، ج2، ص53,

2-      اصول کافی، ج1، ص 178,

3-      کمال الدین، ج2، ص 229 باب 45 حد4,

4-      مفاتیح الجنان، ص 885,

5-      اصول کافی، ج1، ص223 حد 8,

6-      نجم الثاقب، میرزا حسین طیرسی نوری میر مهر، پور سید آقایی برکات سرزمین وحی؛ محمدی ری شهری.

7-      احتجاج طبرسی، ج2 ص 598,

بر گرفته از مجموعه با امام زمان خود بیشتر آشنا بشیم مرکز تحصصی مهدویت (با اندکی تصرف)

بخش مهدویت تبیان


منبع: سایت راسخون

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم شهریور 1391ساعت 6:30  توسط امور فرهنگی  | 

چگونه امام مهدی(عج) ناظر اعمال همگان است؟       31/4/91

در متون دینی ما آمده است که همه کس و همه چیز نزد امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف حاضر است و امام بر احوال مردم آگاه است. خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید: (وَقُلِ اعْمَلُواْ فَسَیَرَى اللهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُۆْمِنُونَ) (1)؛ «بگو عمل کنید، خداوند و فرستادة او و مؤمنان اعمال شما را می‌بینند».

درباره این آیه شریفه، روایات بسیاری نقل شده و شاید به حد تواتر برسد(2) که علاوه بر خداوند متعال، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و امامان علیهم السلام از اعمال همة امت آگاه می‌شوند.

در باب «عرضه اعمال» کتاب اصول کافی روایات متعددی در ذیل همین آیه شریفه ذکر شده است که مراد از «مؤمنون»، ائمه اطهار علیهم السلام هستند، از جمله این روایت: شخصی خدمت امام رضا علیه السلام آمد و عرض کرد: برای من و خانواده‌ام دعا کنید. امام علیه السلام فرمودند: «مگر دعا نمی‌کنم؛ وَاللهِ إنَّ أعمالَکُم لَتَعرضُ علَیَّ فی کلِّ یَوم وَ لَیلَة؛ به خدا سوگند، اعمال شما هر شب و روز بر من عرضه می‌شود.» راوی می‌گوید: این سخن بر من گران آمد، امام علیه السلام متوجه شد و به من فرمود: آیا کتاب خداوند عزوجل را نمی‌خوانی که می‌فرماید‌: عمل کنید خدا و پیامبرش و مؤمنان، عمل شما را می‌بینند. به خدا سوگند! منظور از مؤمنان علی بن ابی‌طالب (و امامان دیگر از فرزندان او) هستند.»

امام علی علیه السلام هم می‌فرماید:هیچ مؤمنی در شرق و غرب زمین از ما غایب نیست.»

امام صادق علیه السلام هم می‌فرماید: دنیا (آسمان و زمین) در نزد امام چون پاره گردویی حاضر و نمایان است و چیزی از او پوشیده نیست.»

یک چشم زدن غافل از آن ماه نباشید                            شاید که نگاهی کند آگاه نباشید

روشن است که اعمال، اعم از جوارحی (بدنی) و جوانحی (قلبی) است، لذا امام از هر نوع نیت و عملی که در کارنامه انسان ثبت شود، آگاه است. امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هم در این زمان، چشم خدا در میان خلایق است(6) و بر احوال و اعمال ما آگاهی دارد.

نکته قابل توجه در این باره آن است که علم امام همانند علم ما نیست؛ زیرا انسان‌ها معمولاً علومشان از راه تحصیل به دست می‌آید و در محدودة عالم شهود و مادی است، در حالی که علم امام منحصر به عالم شهود نیست، بلکه عالم به غیب نیز هست. لذا به راحتی و در کم‌ترین زمان از دعاها و خواسته‌های ما اطلاع پیدا می‌کند؛ مثلاً سید بن طاووس نقل می‌کند که شخصی طی نامه‌ای از امام رضا علیه السلام سؤال می‌کند: «ما وقتی به شما احتیاج داریم چه کنیم؟» حضرت در جواب فرمودند: «اگر حاجتی داری لب‌هایت را تکان بده، جوابت می‌رسد؛»(7) یعنی اگر تنها زمزمه کنی و صدایت را هم کسی نشنود، من می‌شنوم.

برای توضیح این مطلب لازم است نکاتی را متذکر شویم:

1- مأموریت امام از لحاظ زمان و مکان، بسیار گسترده است. او تنها امام زمین و زمان نیست، بلکه امام ملک و ملکوت است.

2- مأموریت و تسلط امام تنها به ظاهر عالم ختم نمی‌شود، بلکه در برگیرندة ظاهر و باطن اجتماع و انسان‌ها نیز هست.

3-علم امام حضوری است، نه کسبی و از راه تحصیل؛ یعنی ما به دلایل متعدد (مذکور در کتب کلامی شیعه) معتقدیم که علم امام موهبتی الهی و علم لدنّی است.(8)

4-علم الهی نیز از ویژگی‌های خاصی برخوردار است که آن را در مقایسه با سایر علوم ممتاز می‌کند:

الف) علم الهی روشن است و هیچ نقطة تاریکی در آن نیست. لذا در آن اختلافی نیست و چیزی به نام واضح و واضح‌تر در آن وجود ندارد؛

ب) علم الهی نزد ائمه علیهم السلام حاضر است، لذا آنان در هیچ پرسشی نگفتند بعداً جواب می‌دهیم و یا نیاز به تأمل و تفکر داریم؛

ج) علم الهی نیازمند مقدمه چینی نیست؛ چون در آن اختلافی دیده نمی‌شود، لذا بین انبیا و امامان علیهم السلام در هیچ امری اختلاف نیست؛

د) علم الهی نیاز به تجدید نظر ندارد، بلکه به قوّت و ظهور آغازین خود باقی است؛(9)

5- روایات به کیفیت علوم ائمه علیهم السلام اشاره دارند:

الف) امام نسبت به هرچه دربارة آسمان و زمین و بهشت و جهنم (تا قیامت) واقع می‌شود، عالم است و چیزی نیست که ائمه علیهم السلام نسبت به آن علم نداشته باشند؛(10)

ب) جمیع علوم ملائکه و انبیا نزد ائمه علیهم السلام موجود است و هر امامی جمیع علوم امام قبل از خود را داراست؛(11)

ج) روایاتی داریم که دلالت بر این دارند که ائمه علیهم السلام بر همة احتیاجات و اعمال بشر و بر احوال شیعیان آگاهی دارند، و حتی اگر بلا یا مصیبتی به آنان برسد آگاهند؛ یعنی به همة بلایا و منایا، (زمان و کیفیت‌ آنها) آگاهی دارند؛ همچنین به آن چه در دل انسان‌ها می‌گذرد، آگاهی دارند؛(12) در این زمینه امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در توقیعی که برای شیخ مفید فرستاده فرمودند: «انّا نحیط علماً بانبائکم و لمایعزب عنّا شیءٌ من اخبارکم؛ به همه خبرهای شما آگاهیم و چیزی از اخبار شما بر ما پوشیده نیست.»

نکتة آخر این که، اگرچه علم امام از ناحیه خداوند است، ولی بین علم خداوند و علم امام تفاوت وجود دارد؛ زیرا علوم الهی برای خداوند ذاتی و استقلالی است (علم بر اموری که بر ما غیب است، ذاتی خداوند است). به عبارت دیگر، تنها کسی که ذاتاً و به خودی خود بر همه امور آگاه است، خدای سبحان است و این بدان معنا نیست که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، ائمه یا ملائکه به غیب علم نداشته باشند؛ بلکه علم دارند، اما علم آنها ذاتی نیست، بلکه تبعی است و به خواست پروردگار، عالِم‌اند.(13)

منبع: مجله امان شماره 36

پرسش‌هاي مهم، پاسخ‌هاي كوتاه:

چرا در دنيا همواره با مشكلات و سختى‏ها مواجه هستيم؟

شخصى از كنار مغازه بلور فروشى مى‏گذشت، چشمش به ليوان‏هايى افتاد كه روى ميز به طور وارونه چيده شده بود. همانجا ايستاد، كمى نگاه كرد و يكى از آنها را به همان حالتى كه بود برداشت و شروع به اعتراض به فروشنده كرد كه آقا! چرا دَرِ اين ليوان بسته است و ته آن باز است؟! فروشنده خنديد و گفت: اگر شما درست بنگريد و ليوان را به حالت درست بگيريد، هر دو اشكال برطرف خواهد شد.
آرى، بسيارى از اشكالات، بر اساس باورها و تصوّرات غلط ما مى‏باشد. ما خيال مى‏كنيم كه دنيا براى رفاه است، لذا مى‏گوييم: چرا رفاه نيست؟ مثل كسى كه در چلوكبابى نشسته و اعتراض مى‏كند چرا اينجا دوش ندارد؟! او بايد باور كند كه آنجا حمّام نيست. ما بايد باور كنيم كه دنيا خوابگاه، عشرتكده و آخور نيست، دنيا ميدان رشد است و انسان بايد در اين ميدان با سختى‏ها مبارزه كند تا خود به رشد و كمال برسد.
قرآن مى‏فرمايد: «أخذناهم بالبأساء و الضَّراء لعلّهم يضّرّعون»(سوره انعام، آيه 48.) سختى و فشارها براى توجّه دادن به انسان است.
آرى، تا چوب عود را نسوزانيد، بوى عطرش بلند نمى‏شود. سختى‏ها وسيله غرور زدايى است.
همان گونه كه لاستيك‏هاى ماشين را بايد تنظيم باد كرد، حوادث تلخ نيز انسان را متعادل و تنظيم مى‏كند، غفلت و غرور و تكبّر را از بين مى‏برد، به علاوه تلخى‏ها انسان را به فكر و تلاش واداشته و سرچشمه انواع ابتكارات و اختراعات مى‏شود.                                                        
+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم تیر 1391ساعت 5:58  توسط امور فرهنگی  | 

مبادا خفته باشيد...  (سجاد طالبى‏پور)                         17/4/91

انتظار ظهور مهدى موعود از حساس‏ترين و تاريخ‏سازترين فرازهاى عقيدتى اسلامى است كه عمرى به درازاى عمر اسلام دارد. پيامبر اكرم (ص) و خاندان پاكش، همواره مردم را به اين چشم به راهى خوانده‏اند.
 پيامبراكرم(ص) فرمودند: اگر از دوام دنيا يك روز بيشتر نمانده باشد؛ خداى بزرگ آن را چنان درازا دهد تا مردى از دودمان مرا برانگيزاند كه زمين را از عدالت و داد پر سازد همانگونه كه از ستم و بيداد آكنده باشد.
 نخستين نكته‏اى كه با عنايت به مفهوم انتظار به ذهن ما مى‏آيد خواستار شدن ظهور است از صميم دل؛ زيرا تا دوستدار و دلبسته چيزى نباشى چشم به راهش نخواهى بود. لازمه اين خواستن و اشتياق وجود دو زمينه قلبى است: يكى شناخت و آگاهى از محتواى ظهور و دوم گرايش و جويايى نسبت به آن محتوا.
 لازمه درك بهتر حقيقت از مفهوم انتظار، شناخت درونى و خواست قلبى است. پس انتظار چيزى نيست مگر نيت ظهور. منتظران حقيقى، پيوسته تصوير ظهور را در برابر ديدگان دارند و از دل و جان آن را مى‏جويند و براى تحقق آن مى‏كوشند.

 انتظار نه فقط ظهور را در دل و جان ما پايدار مى‏سازد بلكه در قلمرو تن ما نيز نقش و نشانى از آن را آشكار مى‏نمايد، مگر نه اين كه چشم، زبان، گوش، دهان و دست و پاى ما، بندگان فرمانبردار دل ما هستند. پس اگر انديشه و پندار ما به رنگ ظهور درآمد گفتار و كردارمان را نيز همرنگ خود خواهد ساخت. مبادا اين حقيقت را خيال و رؤيا پنداريد و از خاصيت و اهميت ايده‏اى چنين بلند و عالى غافل بمانيد.

 اميد به ظهور ايجاد جاذبه مى‏كند؛ انسان را به راه مى‏اندازد و به سوى خود مى‏كشاند. جوهره اين اميدوارى همان خوش‏بينى نسبت به آينده بشريت است و پشتوانه آن نويد حتمى و مژده قطعى خدا به پيروزى مستضعفان و فرمانروايى صالحان و نيك‏فرجامى پرهيزكاران.

اميد و انتظار مقدمه هجرت و جهاد است، نه زمينه رخوت و ركود. امام صادق(ع) مى‏فرمايد: هر كس دوست دارد از ياران حضرت قائم باشد، بايستى انتظار او را داشته و به نيكويى و پرهيزگارى رفتار نمايد. پس اگر به اين حال، پيش از قيام او از دنيا رود، پاداش ياران مهدى را خواهد گرفت. بنابراين بكوشيد و جديت كنيد و چشم به راه باشيد كه بر شما گوارا باد.

 نخستين گام انتظار، خودسازى است؛ يعنى رشد و تربيت جسم و روح و چندان هم دشوار نيست؛ زيرا شوق ديدار او مردمان را مى‏سازد چه رسد به اشتياق درك ظهورش، پس لختى به خود بينديشيم.
 تلاشها و سازندگيهاى ناشى از انتظار اگر هم به دوران ظهورش نرسد دست كم در زندگى عمومى جامعه تأثيرى بسيار مثبت دارد؛ زيرا تربيت افراد و تجهيز آنان به يقين، جامعه را به پيش مى‏برد و نيرومند و توانگر مى‏سازد، در برابر دشمن پايدارى و مقاومت مى‏بخشد و در نتيجه آسايشى نسبى براى همگان فراهم مى‏آورد.
 انتظار امام زمان بدون محبت و علاقه به او كارى از پيش نخواهد برد؛ زيرا كه حماسه‏ها همواره در فضاى شور و احساس زاده و پرورده مى‏شوند، كافى نيست كه نسبت به حضرتش تنها پذيرش ذهن و پسند فكرى داشته باشيم، كشش روحى و پيوند قلبى در اينجا به كار مى‏آيد. اگر در روزگار دشوار غيبت بر فراز آسمان بلند انتظار، گهگاه شاهد درخشش ستارگان بوده‏ايم، ناشى از عواطف پاك آن كواكب به خورشيد نهان در ابر بوده است.
 منتظران راستين در عين حال وظيفه دارند كه علاوه بر اصلاح خويش در اصلاح ديگران نيز بكوشند؛ زيرا برنامه عظيم و سنگينى كه انتظارش را مى‏كشند يك برنامه فردى نيست؛ برنامه‏اى است كه تمام عناصر تحول بايد در آن شركت جويد؛ بايد كارى به صورت دسته‏جمعى و همگانى باشد، كوششها و تلاشها بايد هماهنگ گردد و عمق و وسعت اين هماهنگى بايد به عظمت همان برنامه انقلاب جهانى باشد كه انتظار آن را دارند.
 انتظار يعنى آماده‏باش كامل. من اگر ظالم و ستمگرم چگونه ممكن است در انتظار كسى باشم كه طعمه شمشيرش خون ستمگران است؟! من اگر آلوده و ناپاكم چگونه مى‏توانم منتظر انقلابى باشم كه شعله اولش دامان آلودگان را مى‏گيرد؟! اكنون مى‏فهميم چرا منتظران واقعى گاهى مانند كسانى شمرده شده‏اند كه در خيمه حضرت مهدى (عج) و يا زير پرچم اويند. يا چون كسى هستند كه در راه خدا شمشير مى‏زند و يا در راه خدا به شهادت مى‏رسد.
 اينها مراحل مختلف و درجه مجاهده در راه حق و عدالت است كه متناسب با مقدار آمادگى در انتظار افراد است؛ يعنى همانطور كه ميزان فداكارى مجاهدان راه خدا و نقش آنها با هم متفاوت است، انتظار و خودسازى و آمادگى نيز درجات مختلفى دارد كه هر كدام از اينها با يكى از آنها از نظر مقدمات و نتيجه شباهت دارند.
 پس بيدار باشيد؛ زيرا نمى‏دانيد كه در چه وقت، صاحبخانه مى‏آيد، در شام يا نصف شب، يا بانگ خروس، يا صبح، مبادا ناگهان آمده، شما را خفته يابد.

محكمترین دستگیره ایمان

عشق و محبت از داشته های فطری انسان است که اگر بی جا مصرف و یا به شکل نادرست از آن استفاده شود آثار مخربی خواهد داشت که دوستی های خیابانی و پیامدهای ناگوار آن، نمونه هایی از مصرف بی جای این داده الهی است. همین سرنوشت برای بغض و نفرت نیز رقم خورده است. بر خلاف تصور بدی که از بغض و نفرت وجود دارد این نیز مانند محبت ، یک داده الهی است که اگر بجا مصرف شود ؛ نه تنها زشت و پلید نیست ؛ بلکه بسیار خوب و پسندیده خواهد بود.اینکه نسبت به چه کسی یا چه چیزی مهر بورزیم و از چه کسی و چه چیزی نفرت داشته باشیم سؤال مهمی است که پاسخ های متعددی هم به آن داده شده است.

برخی راه اباحه گری را پیش گرفته و معیار را «خواست دل» قرار داده اند و می گویند هر چه را دلت خواست دوست بدار و از هرچه دلت خواست نفرت داشته باش. برخی هم ، اصول و قواعد حزبی یا مکتبی خود را معیار این حب و بغض معرفی می کنند.

ما خداباوران و معتقدان به اسلام ناب بر این باوریم که تنها ، کسی می تواند برای این قوای درون ، برنامه دهد و نقشه راهبردی ترسیم کند که خود آن را خلق کرده است و آن کسی نیست جز خداوند بی همتا. برنامه ای که او در اختیار بشر قرار داده همان دین است که امروز به نام اسلام در دسترس همگان وجود دارد.

اسلام برای اینکه این نیروی درون را به درستی هدایت کند و نگذارد به بیراهه رفته و چون سیلابی موجب تخریب ارزش های انسانی شود ، قانونی را بیان کرده است که بر اساس آن ، محور اصلی حب و بغض ترسیم می شود. بر اساس این قانون، کسی که پیرو اسلام است و خواهان رسیدن به کمالات انسانیست نمى‏ تواند هر كسی را دوست ‏ بدارد و یا از او نفرت داشته باشد.

روزى رسول اكرم ( صلی الله علیه و آله ) به یاران خود فرمود : « کدام یک از دستگیره هاى ایمان محكمتر است؟ عرض كردند : خدا و رسولش بهتر مى ‏ دانند . بعضى از آنها گفتند نماز و بعضى زكات و بعضى روزه و بعضى حج و عمره و بعضى جهاد . حضرت فرمود : آنچه را كه گفتید همه آنها مهم‏ و داراى فضیلت است ؛ ولى آنها محكمترین دستگیره ایمان نیستند ؛ بلكه محكمترین دستگیره ایمان ؛ دوست داشتن براى‏ خدا و دشمن داشتن براى اوست و نیز دوستى با دوستان خدا و دشمنى با دشمنان خدا.(1)

هر گاه خواستى بدانى که در تو خیرى هست یا نه ؛ به دلت نگاه كن، اگر اهل طاعت خدا را دوست و اهل معصیت خدا را دشمن داشت، در تو خیر هست و خدا هم تو را دوست دارد ولی اگر اهل طاعت خدا را دشمن و اهل معصیت خدا را دوست داشت در تو خیر نیست و خدا با تو دشمن است زیرا هر کسی همراه دوست خود است بر اساس این قانون الهی، حب و بغضی پسندیده است که در جهت خدا باشد و این نمی شود مگر آنکه انسان حب و بغضش را بر اساس آموزه های دینی تنظیم کند؛ یعنی دوست بدارد کسی را که دین به دوست داشتن او توصیه می کند و در مقابل دشمن بدارد کسی را که دین به دشمنی با او سفارش می کند.

قرآن مجید این افراد را « حزب ‏ الله ‏» خوانده و در مورد آنها می فرماید:هرگز مردمى كه ایمان به خدا و روز قیامت آورده‏اند با دشمنان خدا و رسول او دوستى نمی كنند هر چند آن دشمنان پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشان آنها باشند. خدا بر دلهای این مردم، نور ایمان را حک کرده و به روح قدسى خود آنها را مؤید ساخته و آنها را به بهشتى داخل می كند كه نهرها زیر درختانش جارى است و در آن جاودانه متنعّم خواهند بود.

خدا از آنها خشنود و آنها هم از خدا خشنودند، اینان به حقیقت حزب خدایند. اى اهل ایمان! بدانید كه حزب خدا رستگاران عالمند.(2)

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم تیر 1391ساعت 6:20  توسط امور فرهنگی  | 

اسامی و القاب حضرت مهدی                                      15/4/91

ثقة الاسلام نورى در بيان اسماء شريفه امام عصر (عليه السلام)، با استناد به آيات و روايات و كتب آسمانى پيشين و تعبيرات راويان و تاريخ نگاران تعداد يكصد و هشتاد و دو اسم و لقب براى حضرت مهدى(عليه السلام)ذكر میكند كه از آن جمله است: محمّد، احمد، عبداللّه، محمود، مهدى، برهان، حجّت، حامد، خلف صالح، داعى، شريد صاحب، غائب، قائم، منتظر و... . كنيه هاى آن حضرت عبارتند از: ابوالقاسم (هم كنيه پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم))، ابوعبداللّه، اباصالح كه مرحوم نورى ابو ابراهيم، ابوالحسن و ابوتراب را نيز از كنيه هاى ايشان شمرده است.

در اينجا به ذكر پارهاى عناوين و صفات كه در ضمن زيارتهاى مختلفه و ادعيه مربوط به حضرت مهدى (عليه السلام) مورد تصريح قرار گرفته است اشاره داريم، با اين اميد كه دقّت و تأمّلى در آنها، ما را با شئونات مختلفه آن بزرگوار آشنا ساخته و مقاماتى را كه غالباً از لسان معصومين(عليهم السلام) در ضمن اين دعاها و زيارتها براى امام دوازدهم(عليه السلام)بر شمرده شده برایمان روشنتر سازد. قابل ذكر اينكه تمام اين عناوين و اوصاف بطور خاص در مورد حضرت مهدى(عليه السلام)وارد گرديده، اگرچه بسيارى از آنها در مورد ساير امامان بزرگوار اسلام(عليهم السلام)نيز میتواند مصداق داشته باشد. ديگر اينكه، آنچه ذكر میشود نه به ادّعاى اسم يا لقب آن حضرت، بلكه به عنوان بهره ورى از تعابير موجود در نصوص زيارت و دعاست، اعم از اينكه واژهاى مفرد يا جمله هاى توصيفى باشد.

بقيّة اللّه: باقيمانده خدا در زمين.                                خليفة اللّه: جانشين خدا در ميان خلايق.

وجه اللّه: مظهر جمال وجلال خدا، سمت و سوى الهى كه اولياى حق رو به او دارند.

باب اللّه: دروازه همه معارف الهى، درى كه خدا جويان براى ورود به ساحت قدس الهى، قصدش میكنند.

داعى اللّه: دعوت كننده الهى، فرا خواننده مردم به سوى خدا، منادى راستين هدايت الى اللّه.

سبيل اللّه: راه خدا، كه هركس سلوكش را جز در راستاى آن قرار دهد سر انجامى جز هلاكت نخواهد داشت.

ولى اللّه: سر سپرده به ولايت خدا و حامل ولايت الهى، دوست خدا.

حجة اللّه: حجّت خدا، برهان پروردگار، آن كس كه براى هدايتِ در دنيا، و حسابِ در آخرت به او احتجاج میكنند.

نور اللّه: نور خاموشى ناپذير خدا، ظاهر كننده همه معارف و حقايق توحيدى، مايه هدايت رهجويان.

عين اللّه: ديده بيدار خدا در ميان خلق، ديدبان هستى، چشم خدا در مراقبت كردار بندگان.

خاتم الاوصياء: پايان بخش سلسله امامت، آخرين جانشين پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم).

علم الهدى: پرچم هدايت، رايت هميشه افراشته در راه اللّه، نشان مسير حقيقت.

سفينة النّجاة: كشتى نجات، وسيله رهايى از غرقاب ضلالت، سفينه رستگارى.

القائم المنتظر: قيام كننده مورد انتظار، انقلابى بینظيرى كه همه صالحان چشم انتظار قيام جهانى اويند.

السيف الشاهر: شمشير كشيده حق، شمشير از نيام بر آمده در اقامه عدل و داد.

القمر الزّاهر: ماه درخشان، ماهتاب دلفروز شبهاى سياه فتنه و جور.

شمس الظلاّم: خورشيد آسمان هستى ظلمت گرفتگان، مهر تابنده در ظلمات زمين.

ربيع الأنام: بهار مردمان، سر فصل شكوفايى انسان، فصل اعتدال خلايق.

نضرة الأيّام: طراوت روزگار، شادابى زمان، سرّ سرسبزى دوباره تاريخ.

الدين المأثور: تجسّم دين، تجسيد آيين بر جاى مانده از آثار پيامبران، خودِ دين، كيان آيين، روح مذهب.

الكتاب المسطور: قرآن مجسّم، كتاب نوشته شده با قلم تكوين، معجزه پيامبر در هيئت بشرى.

صاحب الأمر: دارنده ولايت امر الهى، صاحب فرمان و اختياردار شريعت.

صاحب الزمان: اختيار دارِ زمانه، فرمانده كل هستى به اذن حق.

مطهّر الأرض: تطهير كننده زمين كه مسجد خداست، از بين برنده پليدى و ناپاكى از بسيط خاك.

ناشر العدل: برپا دارنده عدالت، بر افرازنده پرچم عدل و داد در سراسر گيتى.

مهدى الامم: هدايتگر همه امّتها، راه يافته راهنماى همه طوايف بشريت.

جامع الكَلِم: گردآورنده همه كلمه ها بر اساس كلمه توحيد، وحدت بخش همه صفها.

دليل ارادة اللّه: راهنماى مردم به سوى مقاصد الهى، راه بلد و راهبر انسانها در راستاى اراده خداوند.

الثائر بأمر اللّه: قيام كننده به دستور الهى، بر انگيخته به فرمان پروردگار، شورنده بر غير خدا به امر خدا.

محيى المؤمنين: احياگر مؤمنان، حياتبخش دلهاى اهل ايمان.

مبير الكافرين: نابود كننده كافران، درهم شكننده كاخ كفر، هلاك كننده كفار.

معزّ المؤمنين: عزّت بخش مؤمنان، ارزش دهنده اهل ايمان.

مذلّ الكافرين: خوار كننده كافران، درهم شكننده جبروتِ كفر پيشگان.

منجى المستضعفين: نجات دهنده مستضعفان، رهايى بخش استضعاف كشيدگان.

ميثاق اللّه الّذى أخذه: پيمان بندگى خدا كه از بندگان گرفته شده.

مدار الدهر: مدار روزگار، محور گردونه وجود، مركز پيدايش زمان.

تالى كتاب اللّه: تلاوت كننده كتاب خدا، قارى آيات كريمه قرآن.

وعداللّه الّذى ضمنه: وعده ضمانت شده خدا، پيمان تخلّف ناپذير الهى.

رحمة اللّه الواسعة: رحمت بی پايان خدا، لطف و رحمت بیكرانه پروردگار رحمت گسترده حق.

حافظ اسرار رب العالمين: نگهبان اسرار پروردگار، حافظ رازهاى ربوبى.

معدن العلوم النبويّه: گنجينه دانشهاى پيامبرى ـ خزانه معارف نبوى.

العدل المشتهر: عدالت مشهور، تحقق بخش عدالت موعود.    ناصر حق اللّه: ياريگر حقِ خدا، ياورِ حقيقت.

ناموس العصر: نگهدارنده زمان، كيان هستى دوران.            الطالب بدم المقتول بكربلا: خونخواه شهيد كربلا.

كلمة اللّه التامه: كلمه تامّه خداوند، حجّت بالغه الهى.             سيف اللّه الّذى لاينبو: شمشير قهر خدا كه كندى نپذيرد.

سلالة النّبوّة: فرزند نبوّت، باقيمانده نسل پيامبران.           عين الحيوة: چشمه زندگى، منبع حيات حقيقى.

نظام الدين: نظام بخش دين.                                       يعسوب المتقين: پيشواى متقين.

معزّ الاولياء: عزت بخش ياران.                                   مذلّ الأعداء: خوار كننده دشمنان.

وارث الانبياء: ميراث بر پيامبران.                             نور ابصار الورى: نور ديدگان خلايق.

الوتر الموتور: خونخواه شهيدان.                        كاشف البلوى: بر طرف كننده بلاها.

المعد لقطع دابر الظلمه: مهيّا شده براى ريشه كن كردن ظالمان.

المنتظر لاقامة الأمت و العوج: مورد انتظار براى از بين بردن كژيها و نادرستیها.

المترجى لازالة الجور و العدوان: مورد آرزو براى بر طرف كردن ستم و تجاوز.

المدّخّر لتجديد الفرائض و السنن: ذخيره شده براى تجديد واجبات و سنن الهى.

المؤمّل لاِحياء الكتاب وحدوده: مورد اميد براى زنده ساختن دوباره قرآن و حدود آن.

السبب المتصل بين الأرض و السماء: واسطه بين آسمان و زمين، كانال رحمت حق بر خلق.

صاحب يوم الفتح و ناشرراية الهدى: صاحب روز پيروزى و بر افرازنده پرچم هدايت.

مؤلف شمل الصلاح و الرضا: الفت دهنده دلها بر اساس رضايت و درستكارى.

المنصور على من اعتدى عليه وافترى: يارى شده عليه دشمنان وافترا زنندگان.

المضطرّ الّذى يجاب اذا دعى: پريشان و درماندهاى كه چون دعا كند دعايش مستجاب شود.

جامع الكلمة على التقوى: گرد آورنده مردم بر اساس تقوى    
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم تیر 1391ساعت 5:27  توسط امور فرهنگی  | 

وظايف كلى شيعيان در دوره غيبت امام معصوم،عليه‏ السلام (محمد صادق امّةطلب) 14/4/91

وظيفه شيعه درعصر غيبت اين است كه برآنچه از حق و هدايت كه به او رسيده، ثبات قدم داشته و چنگ بزند تا محفوظ بماند و پيداست كه منبع شناخت اين مطالب حقّه و هدايت يافتن به آن، مطابق حديث متواتر ثقلين، قرآن مجيد و سنت نبوى و عترت طاهره است، كه در عصر غيبت روايات و سنت ايشان در كتب موجود است. روايات متعددى با الفاظ مختلف براين مطلب دلالت مى‏كنند، ازجمله:
1 - پرهيز از شك:از امام صادق، عليه‏السلام، نقل شده كه ضمن حديثى درباره عصر غيبت فرمودند:پس بپرهيزيد از شك و دودلى و ترديد، شكها را از خودتان برانيد و به تحقيق كه شما برحذر داشته شديد، پس از خدا پرهيز كنيد [كه درعصرغيبت ترديد به‏خود راه‏دهيد] ...اين حديث نشان مى‏دهد كه يكى از وظايف شيعه در عصر غيبت، احراز درجه رفيع يقين و تلاش براى حفظ عقايد حقّه است. زيرا طولانى شدن دوره غيبتِ حجّتِ خدا، باعث ترديد و بى‏اعتقادى بسيارى مى‏شود و سيطره4مادّيت (مادى گرايى) و فضل‏فروشى عالم نمايانى كه علم و تخصص آنها ربطى به عقايد ندارد و درعين حال در آن دخالت و تخريب مى‏كنند، مزيد بر علت است.
2 - چنگ زدن به امرِ اول تا وصول به امرِ آخر:ما مجموعه بزرگ و والايى از احاديث عقيدتى و اخلاقى و فقهى و غير آن داريم كه از جهتى مايه فخر و مباهات ما بر ساير مذاهب و ملل است و از جهت ديگر باعث هدايت و ثبات قدم ماست. مى‏توان گفت مراد از امر اول؟ همين دوره دويست و هفتاد و سه‏ساله از آغاز بعثت تا آغاز غيبت و يا دوره امامان يازده‏گانه شيعه باشد كه آن ميراث را به‏يادگار گذاشته‏اند و حاملان و مبلّغان و مجريان آن، فقها و علماى صالح شيعه‏اند. البته توقيعات شريفه ناحيه مقدسه را نيز مى‏توان جزءِ امرِ اول دانست. امّا امرِ آخر (ديگر؟) ظاهراً مربوط به عصر ظهور است كه تكاليف همه توسط شخص امام مهدى، عليه‏السلام، روشن مى‏شود و هيچ بلاتكليفى باقى نمى‏ماند. شيعه موظّف است كه در عصر غيبت، كمال تحفّظ را نسبت به آن ميراث گرانبها داشته و به ثقلين چنگ بزند و اگر چيزى را نفهميد، آن را انكار و رد نكند كه ممكن است گرفتار كفر بشود.
در روايتى از امام صادق، عليه‏السلام، نقل شده كه درباره وظيفه شيعه دراين عصر فترت، فرمودند:به امر نخستينى كه برآنيد، چنگ بزنيد تا براى شما آشكار شود.همچنين از آن حضرت دراين باره نقل شده كه فرمودند:بر آن‏چه كه برآنيد، باشيد تا خداوند ستاره شما را برايتان طالع گرداند.و نيز نقل شده كه فرمودند:پس چنگ زنيد به آنچه كه در دستهايتان است تا امر براى شما راست واستوار آيد [يعنى ظهور واقع شود].
3 - رعايت معيارهاى عصر ائمه، عليهم‏السلام، در دوستى و دشمنى و پيروى كردن و سرپرست گزيدن
اين مفهومى بسيار دقيق و مهم است؛ زيرا آنچه كه ما را با پيشينيان شيعه ما كه اصحاب ائمه هُدى، عليهم‏السلام، بودند و در راه ولايت آنها كوشيدند و سختيها و رنجها كشيدند و قربانيها دادند، پيوند مى‏دهد، همين مطلب است. چنانكه حالات روحى ما مى‏تواند (بنابر بعضى از روايات)، ما را در عمل ياران پيامبر، صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله، در جنگهاى ايشان و امام على، عليه‏السلام، و ساير امامانِ گذشته شريك كند و همچنين آرزوهاى ما درباره يارى امام زمان، عجّل‏اللَّه‏تعالى‏فرجه، مى‏تواند باعث پاداش يارى آن حضرت و جنگ و شهادت در ركاب ايشان شود، هرچند آن دوره را درك نكنيم. درواقع همين حبّ و بُغض و ولايت مشترك است كه افراد يك زمان و يا زمانهاى مختلف را به‏هم متصّل مى‏كند؛ زيرا اين همدلى و همرأيى باعث حفظِ ميراثِ گذشتگان و تحقّق اميدِ آينده مى‏شود.
4 - تقواى الهى و عمل به دين اسلام:بسيارى از خوبيها و بديها و واجبات و محرّمات در قرآن كريم آمده است و اصول و فروع دين مبين اسلام در آن پيداست. از وظايف شيعيان، بلكه مهمترين وظيفه آنها، رعايت تقوا و كسب درجه متقيّن و عمل به دين اسلام است. چنانكه از امام صادق، عليه‏السلام، نقل شده كه فرمودند:براى صاحبِ اين امر غيبتى است، پس [شيعه] بايد هنگام غيبتش پرهيزكارى پيشه كند و به‏دين او چنگ زند.مطالعه قرآن بخوبى معلوم مى‏كند كه دين اسلام (دين خدا) در قرآن تعريف و مشخص شده است. بايد به آن چنگ زد و جدا نشد.
5 - رجوع به سنّت نبوى و سيره اهل‏البيت، عليهم‏السلام:همان‏طور كه دو حرم مقدّس وجود دارد كه يكى را خدا قرار داده و ديگرى را رسول بزرگوارش؛ دو مرجع بزرگ هم وجود دارد كه يكى قرآن است كه خداوند نازل فرموده و بزرگتر است و ديگرى سيره (اعمّ از فعل و قول و تقرير) كه حاصل زندگى پيامبر اكرم، صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله، و اهل‏بيت، عليهم‏السلام، در طى چند قرن است و پيداست كه سيره، به‏دليل برخورد با مقتضيات زمانها و رويارويى با حوادث واقعه و پاسخ به آنها، بمثابه مفسّر و مؤوّل و شارح قرآن است. همانطور كه در حديث مشهور نبوى به مسلمانان، سفارش شده كه به هنگام هجوم فتنه‏ها چون پاره‏هاى شب تيره، به قرآن پناه ببرند و ضمناً در حديث مشهور ديگرى، از جدايى‏ناپذيرى ثقلين تا قيامت و لزوم رجوع و تمسّك به آن دو جهت مصون ماندن از گمراهى سخن رفته است. و از همين‏روست كه مى‏بينيم اساسى‏ترين وظيفه شيعه به هنگام عصر حيرت (غيبت) براى رهايى از سرگردانى، رجوع به مدينه (يعنى متن و بستر مكانىِ پيدايش سيره مذكور) ذكر مى‏شود.
6 - انكار نكردن غيبت:از امام صادق، عليه‏السلام، نقل شده كه فرمودند:اگر از صاحبتان به شما غيبتى رسيد، آن را انكار نكنيد.مى‏دانيم كه مرحله اول پذيرش هر چيزى آن است كه آن را انكار نكرده و ممكن بدانيم و پس از تحقيق و بررسى، در بود و نبود آن به يقين برسيم. درحالى كه كسى‏كه بدون مطالعه انكار كند هرگز وارد مرحله بررسى نمى‏شود تا از حالت دودلى و ترديد خارج گردد و اگر مطالعه كرده باشد، هرگز قادر بر ردّ آن نخواهد بود و بيقين (هرچند فقط نظرى) خواهد رسيد. البته بنابر حديث ديگرى از امام صادق، عليه‏السلام، هيچكس بر عقيده به وجود و غيبت (يا امامت) امام مهدى، عليه‏السلام، ثابت‏قدم نمى‏ماند مگر آن كه خداوند از او در عالم ذرّ ميثاقش را گرفته باشد.

7 - نگه‏داشتن زبانها (تقيه و كتمان سر) و كمتر آميختن با مردم و عجله نكردن و تسليم بودن:
لازمه حفظ موجوديت شيعه و حفظ دينِ شيعيان خالص و منتظر، اين است كه اولاً اصلِ تقيّه را رعايت كرده و زبانشان را از آنچه كه سودى ندارد، نگه‏دارند (تا چه رسد به آنچه كه زيانبار باشد)؛ ثانياً در شرايطى كه قدم به قدم انباشته از شبهه‏ها و گناهان و فسادهاست، شيعيانِ منتظر بايد به همان اندازه كه رفعِ نياز مى‏كند، حضور اجتماعى داشته و بقيه اوقات را صرف حضور در خانه يا خانواده كنند و بدانند كه خداوند به آنها دستور داده كه خودشان و اهلشان را از آتش حفظ كنند و در اين ساعات مى‏توانند به مطالعه و تدبّر و مذاكره و عبادت و تهجّد و يا لذّات مباح بپردازند و از تربيت و محافظت زنان و فرزندانشان غافل نشوند و آنها را به امواج سهمناك جامعه حيرت‏زده و سرگردان و گنهكار نسپارند و گمان نكنند كه ملاك خداوند براى شتاب در امر ظهور، عجله آنهاست. بلكه بخش بزرگى از شرايط ظهور مربوط به آمادگى انسانها براى پذيرش تعاليم و حكومت و دولت كريمه امام زمان، عجّل‏اللَّه‏تعالى‏فرجه، است. از امام صادق، عليه‏السلام، نقل شده كه: زبانهايتان را نگه‏داريد و ملازم خانه‏هايتان باشيد.
8 - صبر و پايدارى و دعوت همديگر به صبر و مقابله با دشمن و ايجاد حفظ يا گسترش ارتباط با امام معصوم، عليه‏السلام:شرايط بسيار دشوار عصر غيبت، مستلزم آن است كه ازطرفى هر شيعه منتظرى، در زندگى‏اش با اندوه و اميدوارى فراوان، به تكاليف و مسؤوليتهاى دينى خود عمل كرده و از طرف ديگر با استقامت و اتحاد با همكيشان، مانند هر اقليت مقاومى، در برابر دشمن خود ايستاده و از موجوديت و هويت خويش دفاع كند و بالاخره از طُرُق مختلف (مانند عبادات نيابتى از طرف امام خود، پرداخت صدقه و دعا براى سلامتى آن حضرت، دعا براى تعجيل در فَرَج آن حضرت، زيارت و سخن گفتن صميمانه با آن حضرت و كمك خواستن از ايشان و غيره) با امام خود رابطه داشته و آن را عميق‏تر و گسترده‏تر كند.
9 - رضايت كامل و تسليم بى‏چون و چرا در برابر اراده و خواست حضرت حق جلّ و عَلا:
اين البته مكمّل مطلب هفتم، بلكه علت آن است و براى آنكه بدانيم چقدر مهم است، كافى است به يكى از دعاهاى عصر جمعه‏ها كه معروف به دعا در زمان غيبت بوده و با جمله اللهم عرفنى نفسك شروع مى‏شود، مراجعه و آن را مطالعه كنيم.

نتيجه: انتظار واقعىِ شيعه، بايد بتواند حتى‏الامكان خلاء غيبت امام معصوم، عليه‏السلام، را برايش پر كند و او را سعادتمند سازد، چنان كه از امام جعفر بن محمد الصادق، عليهماالسلام، نقل شده كه فرمودند:هر كه از شما شيعيان بر اين امر درحال انتظار بميرد، مانند كسى است كه در خيمه حضرت قائم آل محمد [صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله] باشد.
                                                                              
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم تیر 1391ساعت 5:49  توسط امور فرهنگی  | 

تعابیر اسلامی از مردم آخرالزمان و آسیبهای واپسین تاریخ        20/3/91

ریشه بیشتر هشدارهایی که اسلام  نسبت به آفات آخرالزمان بازگو می کند را می توان در تغییر ملاک های فضیلت و برتری افراد جامعه جستجو کرد. و از جمله هشدارهایی که بخش وسیعی از روایت آسیب های عمومی در اسلام را به خود اختصاص داده است، اندیشه ها و رفتارهای انسان آخرالزمانی است.

تغییر ملاک های فضیلت، دگرگونی مفاهیم و نهادهای ارزشی در دوره واپسین، در مردم سیری قهقرایی ایجاد می کند که دگرگونی در مفاهیم و بنیادها، دگردیسی شدیدی را در سبک زندگی آنها ایجاد می کند که در نتیجه آن آستانه  توحش انسان مدرن پایان تاریخ به جایی میرسد که مانند آن در هیچ جای تاریخ مثال زدنی نیست. و انسان ها عزم خود را در  اغوا گری، دووریی و نفاق  جزم نموده و این رفتار به بیماری شایع این دوران تبدیل می شود.

رسول گرامی اسلام، در بسیاری از گفتارها و فرمایشات خویش پیرامون آخرالزمان انسان ها را از گزند این آسیب ها بیم داده و مختصات و شرایط موجود و مفقود آخرالزمان را ارزیابی نموده اند. از جمله حوزه هایی که در فرمایشات پیامبر گرامی اسلام و ائمه معصومین(علیهم السلام) مورد فحص و بررسی قرار می گیرد، حوزه های رفتار اجتماعی، گرایشات و تمایلات فردی، نظام دینی حاکم بر فرد، خانواده و جامعه و همچنین حوزه دینداری و عمل به دستورات دینی را شامل می شود. افول فرسایشی ملکات و آرمان های فضیلت  چنان آرام در روند استحاله و دگرگونی قرار می گیرد که سنت ها به بوته فراموشی سپرده شده و بدعت هایی خودساخته و در تقابل با دین به عنوان معیار ارزش گذاری مطرح می شود. چنانکه پیامبر خدا(ص)  فرمودند:«زمانى كه روی هاى ایشان روی هاى آدمیانست و دل هاى ایشان دل هاى شیاطین مثل گرگان درنده ریزنده خون ها باز نایستند از بدى و اگر پیروى كنى ایشان را در شك اندازند ترا و اگر سخن گوئى با ایشان دروغ گویند ترا و اگر غایب شوى از ایشان غیبت كنند ترا سنّت در میان ایشان بدعت است و بدعت در میان ایشان سنت بردبار در میان ایشان بیوفا است و بیوفا میان ایشان بردبار...» (1)در ادمه روایت فوق پیامبر خدا (ص) می فرمایند:«مومن در میان ایشان ضعیف است و فاسق در میان ایشان بزرگوار، كودكان آنها شوخ، هرزه و بد خو هستند و  زنان ایشان در مخالفت با آنها هستند. و بزرگان و پیران آنها را امر به معروف و نهی از منكر نمی کنند بطوریکه پناه بردن بایشان رسوائى است و عزت خواستن از ایشان خوارى و طلب آنچه در دست ایشان است محتاجى...»(2)«پس خدا در این هنگام از آسمان بارش باران را  منع می كند و آن را در غیر وقت خود می فرستد و برایشان بدتران ایشان را  بگمارد كه بر آنها عذاب سختى را می رساند؛ مردها و پسرانشان  را می كشند و  زنان را باقى می گذارند پس  نیكان ایشان دعا می كنند و قبول نمی شود ... در این وقت  خداى تعالى آنها  را به چهار خصلت مبتلا می گرداند: جور و ستم  ازسوی پادشاه، و قحطی و بی آبی در زمانه  و ظلم از سرداران و حاكمان و روی آوری به  پرستش بت ها؛ در این حال صحابه تعجب کردند و عرض كردند یا رسول اللَّه آیا واقعا بت ها را میپرستند؟ پیامبر فرمود: هر درهم پیش ایشان بتى است ... بركت را از مال هاى ایشان می برد و از دنیا بى‏ایمان  بیرون می روند »(3)

دینداری نیز در آخرالزمان بر پایه تظاهر استوار است و به مبانی دینی فقط در غالب شعارها بسنده می شود. مراسمات و شعائر دینی نیز به جلساتی خلاصه می شود که از هر گونه  شعور و معرفت عاری بوده و صرفا به عنوان نمایشی مذهبی تلقی می گردد؛ دنیا مداری و دین گریزی تا جایی پیش می رود که  در مساجد نیز توجه بیشتری به امورات دنیا و ظواهر معطوف شده و از آخرت باز می ماند. در این زمان رسول گرامی اسلام بقای دین را در تاسی به  کناره گیری از افراد غافل و تاسی به عالمان صالح  دانسته و می فرماید:«بر مردمان زمانى  مى‏آید كه  خداهاى آنها، شكم‌هاشان و  قبله آنها زنان شان و دین آنها دینارهاشان و شرف آنها کالاهای شان است. چیزی از ایمان  به جز آثار و ظواهر در آنها یافت نمی شود و از قرآن به جز تدریس ظاهری آیات باقی نمی ماند. مسجدهاى ایشان از نظر معماری آباد و از نظر هدایت دل هاى آنها خرابست. عالمان آنها بدترین خلق خداوند بر روى زمین  هستند.(4) ... در آخر الزمان مردمانى از امّت من كه میایند در مسجدها مى‏نشیند در آن حلقه ذكر ایشان دنیا و حب دنیا است همنشینى با ایشان  مكن كه خدا را با ایشان هیچ حاجت نیست.»(5)و نیزاز عبد اللَّه بن حمّاد انصارى از امام صادق و ایشان از پدرش  امام باقر (علیهما السلام) نقل شده كه رسول خدا (ص) فرمود: «زمانى بر مردم فرا مى‏رسد كه حجّ زمامداران براى تفریح، و حجّ ثروتمندان به منظور تجارت، و حجّ بینوایان براى گدائى است.» (6)

این دوره از تاریخ، زمان اوج گیری باورهای سست و بی توجهی و قدرنشناسی نسبت به قرآن کریم است. آموزه های قرآنی در فضای اجتماعی آن دوران کنار گذاشته شده و مردم به مرور این فیض عظیم الهی را در روزمرگی زندگی مادی فراموش می کنند. امام جواد (علیه السلام) تعامل رفتاری مردم آخرالزمان را با قرآن چنین توصیف می کنند:«هر جماعتى چون كتاب (قرآن) را كنار نهند، خدا علم كتاب را از ایشان مى‏گیرد.... و از نمونه‏هاى كنار نهادن قرآن آن است كه حروف آن را (به هنگام خواندن) درست ادا كنند، و حدود آن را تغییر دهند؛ قرآن را مى‏خوانند ولى احكامش را مراعات نمى‏كنند. و نادانان به جهت آنكه الفاظ را حفظ كرده‏اند دلخوشند، و علما به جهت آنكه (حقایق و احكام آن را) رعایت نكرده‏اند اندوه گینند. نمونه دیگر از كنار نهادن قرآن آن است كه كار (بیان و تفسیر آن را) به دست كسانى مى‏سپرند كه علم آن را ندارند، این است كه آنان را به پیروى هواى نفس وامى‏دارند و به پستى مى‏كشانند، و دستگیره‏هاى دین را تغییر مى‏دهند، و كتاب خدا را به دست سفیهان و كودكان مى‏سپارند؛ در اینجا است كه مردم به جاى آنكه به فرمان خدا كار كنند، به فرمان چنین كسانى كار مى‏كنند. و این براى كسانى كه این گونه ستمى روا داشتند، بد نتیجه‏اى است» (7)از جمله آسیب های فراگیر دیگر مردم آخرالزمان، فرارو دوری ازعلمای صالح و اولیای الهی است  و دینداری به شدت در دست گرفتن آتش سخت و طاقت فرسا می باشد:«زمانى بر امت من فرا می رسد  كه از عالمان می گریزند چنانچه گوسفند از گرگ فرار می کند و کسیکه بر حفظ ایمان صبر می کند مانند اینست که آتش روشنی را در دست نگاه داشته است در این زمان حاکمان بر جور، عالمان ایشان بر طمع‏ و عابدان ایشان بر ریا و تاجران ایشان بر خوردن ربا و زنان ایشان بر زینت دنیا استوارند؛ ...  عالمان را فقط به لباس نیكو ، و قرآن را فقط به صوت نیکو می دانند عبادت و خدا را فقط در ماه رمضان عبادت می کنند»(8)«از این رو از آخرت رویگردان شده و تمام همت خود را به آبادانی زندگی دنیا سپری می کنند، در حالیکه خود از درون ویرانند و قلب هایشان از معرفت و محبت الهی بی بهره است. معیارهای فضیلت در  درهم و دینار و دینداری در میان آنها صرفا به ابزاری در جهت ثروت اندوزی و پیشبرد امیال دنیوی خلاصه می شود. رسول خدا در توصیف این افراد فرمودند: «زمانی بر مردم خواهد آمد که دین شان درهم‌هایشان خواهد بود و زنان، قبله‌هایشان، برای طلا و نقره، رکوع و سجود به‌جا می‌آورند. آ‌ن‌ها همواره در حیرت و مستی خواهند بود. نه بر مذهب مسلمانی‌اند و نه بر مسلک نصرانی.»(9)و نیز فرمود: «كمترین چیزى كه در آخر الزّمان یافت مى‏شود، برادر مورد اطمینان یا پول حلال است. »(10)ابتلائاتی را  که انسان‌ها در این دوران پشت سرمی گذارند، سنگ محکی است که انسان های آزموده و با ایمان را از کسانیکه صرفا دین را لقلقه زبان نموده اند جدا سازد.امیرمؤمنان علی(علیه السلام) درباره نجات یافتگان این دوران می‌فرماید: «و آن زمانی است که از فتنه‌ها نجات نمی‌یابد، مگر مؤمنی که بی‌نام و نشان است. اگر در حضور باشند، شناخته نشوند و اگر غایب گردند، کسی سراغ آن‌ها را نمی‌گیرد. آن‌ها برای سیرکنندگان در شب ظلمانی جامعه، چراغ‌های هدایت و نشانه‌هایی روشنند. نه مفسده‌جو هستند و نه فتنه‌انگیز، نه در پی اشاعه فحشایند و نه مردمی سفیه و لغوگو! اینانند که خداوند درهای رحمتش را به رویشان باز می‌کند و سختی‌ها و مشکلات را از آن‌ها برطرف می‌سازد. »(11)

آنچه در نهایت از بررسی مضامین ظاهری روایات به دست می آید  نشانگر عمق  دغدغه  و نگرانی مقدس پیامبر اکرم و ائمه هدی(علیهم صلوات الله) درباره فاجعه ای است که در آخرالزمان دامنگیر جامعه انسانی، خصوصا جامعه دینی می شود چنانکه امیر مومنان(علیه السلام) درباره مردم آخرالزمان و امتحانات سختی که در معرض آنها قرار می گیرند فرمودند: قسم به ذات احدیت که نبی اکرم (ص) را به حق برانگیخت، در آخرالزمان مردم امتحان می شوند امتحان های شدید، و به شدت غربال می شوند تا آنجا که عده زیادی از مردم از غربال بیرون می ریزند.» (12)در نتیجه این فرازو فرود هاست که انسان های شایسته و برگزیده از دیگر مردم متمایز می شوند و مصداق واقعی انتظار منجی را در آخرالزمان تداعی می کنند    سایت تبیان- سید حامد حسینی                                   

پی‌نوشت‌ ها:

1-      کشف الغمه، ج 3، ص 206

2-       جامع الاخبار ،فصل 88    ص129

3-      همان ص130

4-      می توان عالمان وهابی را برای نمونه می توان مثال زد که دین خدا را ابزاری برای مطامع دنیوی قرار داده اند.

5-      همان ص 130

6-      اثبات الهداة ج1 ص 261

7-      همان ص 492

8-      کاشف الاستار فی ترجمه جامع الاخبار ص 183

9-       مستدرک الوسائل، ج 11، ص 379

10-  کافی، ج 8، ص 3065

11-  نهج‌البلاغه، خطبه 103

12-  نهج البلاغه خطبه 16

 

بخش مهدویت تبیان

 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم خرداد 1391ساعت 5:15  توسط امور فرهنگی  | 

مهندسی عصر ظهور                                              11/3/90

هر چند مدت هاست سیاستمداران جهان، فریاد می زنند که: «جمعیت در حال انفجار است و زمین منابع کافی برای تأمین احتیاجات این جمعیت را ندارد»، آیا تا به حال فکر کرده اید که این چنین هست یا نه؟

اگر چه بسیاری از مردم نگران کمبود منابع طبیعی و غذا هستند و حتی برخی سودجویان به فکر استفاده از کرات دیگر افتاده اند، باید گفت که می توان به طریقی ثابت کرد که زمین تا ابد سفره ی خویش را برای مخلوقات خدا پهن کرده است و جمع هم نمی کند. چگونه؟ تحولات زمین را می توان در 3 بخش مطالعه کرد:

1-مهندسی کشاورزی:اگر روی نقشه ی جغرافیایی مسیر عراق تا شام را دنبال کنید، خطی کویری و خشک خواهید دید. در دوران ظهور از این مسیر کویری چیزی باقی نخواهد ماند: «زنی از عراق به شام می رود و جز بر سبزه و گیاه قدم نمی گذارد.» (1)علاوه بر آن با بارش بی امان باران، زمین پس از قرن ها تشنگی، سیراب و سرزمین های حاصلخیزی برای کشت و کار ایجاد می شود.

به دستور حضرت مهدی(عج) کانالی از کربلا به نجف می کشند تا زمین های آن منطقه مشروب شوند و با ایجاد سرزمین های مستعد کشاورزی، مردم به کشت و کار روی می نهند. «گویی پیرمردی را می بینم که ظرفی از گندم بر سر دارد و می رود تا آن را به رایگان آرد نماید.» (2)از این حدیث می توان فهمید که حضرت، با دادن امکانات رایگان مردم به سمت کشاورزی تشویق می کنند و مردم نیز با این کار، احتیاجات خود را برآورده می سازند. از این طریق هیچ گرسنه ای بر زمین باقی نمی ماند، «زمین همه ی خوراکی هایش را ارزانی بشر می کند و چیزی از آن نگه نمی دارد.» (3)

2- مهندسی عمران:ساختمان هایی که با دانش عمران و معماری امروزی ساخته می شود، از نظر شکل و تاثیر گذاری چندان مورد پسند اسلام نیست. چنانچه وقتی حضرت مهدی (عج) ظهور می کنند: «4 مسجد را تخریب می کنند و مسجد مرتفعی در زمین باقی نمی گذارند.» (4) چرا که آنها را بدعت می دانند.

علاوه بر آن برخی ساختمان ها، برای همسایگان ایجاد مزاحمت می کند و در عصر ظهور هیچ مزاحمت و ستمی روا شمرده نمی شود. بنابرانی حضرت «هر بالکنی را می شکنند» چرا که آنها غالباً بر خانه های دیگر مشرف اند و امنیت اهل خانه را بر هم میریزند. ایشان همچنین «لوله های فاضلاب و ناودان هایی که سر راه مردم قرار داده شده است را می بندند.» (5) وقتی جهان از ابنیه ی شرک و نفاق خالی شد، جا برای ساختمان ها و مساجدی باز می شود که با نیاز مردم آن روز هماهنگ است و به نوعی معماری جدیدی محسوب می شود. در اولین جمعه پس از ظهور، حضرت مهدی (عج) در مسجد کوفه نماز می خوانند اما مردم تقاضا می دهند که مسجدی بزرگتر ساخته شود تا همه بتوانند در نماز شرکت کنند و پاسخ می شنوند: «من در پی انجام خواسته های شما هستم.» (6)

سپس پایتخت جهان، کوفه (7)، میزبان مسجدی عظیم با هزار در می شود. این مسجد که همان مسجد کوفه ی پیشین است در مرکز شهر قرار می گیرد و کوفه در اطراف آن چنان گسترش می یابد که «شخصی برای نماز جمعه، صبح با استری تند رو به سمت مسجد حرکت می کند ولی به ادا نماز نمی رسد.» (8)

علاوه بر این ها بر روی کره ی زمین «هیچ ویرانی باقی نمی ماند مگر آنکه آباد می شود.» (9)

 3-مهندسی معدن:معادن که این روزها از رونق افتاده اند در زمان ظهور جلوه ی خاصی می یابند. پس از ظهور حضرت مهدی (عج) به برکت پاک شدن زمین از لوث ستمگران «خداوند گنج ها و معادن زمین را برایش آشکار می سازد» (10) دو احتمال درباره ی این آشکار شدن ناگهانی می توان داد:

الف: این آشکاری، جنبه ی اعجاز داشته باشد، یعنی طلا و نقره از معادن به سطح زمین بیایند و مردم به راحتی به آنها دسترسی داشته باشند.

ب: با وسایل پیشرفته، طلا و نقره به راحتی کشف و استخراج شود.اگر حالت دوم را در نظر بگیریم، بر طبق موازین اسلامی راه هایی برای جلوگیری از انباشت ثروت های بدست آمده ی اینچینین، پیش بینی شده است. بر طبق این راهکارها، هر کس معدنی را استخراج کند پس از پرداخت خمس آن، مالک باقیمانده ی آن می شود. در نتیجه هزاران کارگر معدن از اقصی نقاط به سمت معادن می آیند و خمس ثروت های خالص استخراج شده، فقیری بر زمین باقی نمی گذارد. علاوه بر آن در دست چند نفر هم انباشته نمی شود چرا که بر طبق اصول اسلامی، «هر شخص حق ندارد بیش از نیاز سالانه اش از معدن استخراج کند.» بنابراین با رفع نیاز هر شخص، فرد دیگری جایگزین او می شود و راه برای باقی نیازمندان باز می ماند.

پس؛ جهان آفرینش به گونه ای تنظیم شده است که احتیاجات مخلوقات از زمان حضرت آدم (ع) تا قیامت کبری در آن تأمین شود. زمین و آسمان به نحوی خلق شده اند که انگار هر سال، با بهار، حیاتی دوباره می یابند و این حیات، تا آدمی در زمین باقی است، ادامه خواهد یافت. چرا که از خداوند رزّاق چنین برمی آید که موجودی را بدون روزی مادی و معنوی نگذارد و «بهار» خود گواه این مدعاست...

مگر می‌شود خدا رهایت کند !

ای جابر! چه کسی از خداوند تبارک و تعالی درخواستی کرده و خداوند درخواست و خواهش او را نپذیرفته و به او عطا نکرده است؟ یا اینکه چه کسی به خداوند توکّل و تکیه کرده و خداوند او را کفایت ننموده است؟یا اینکه چه کسی است که به خداوند اعتماد و اطمینان کرده و خداوند را نجات و رهایی نداده باشد؟ (بحارالانوار، جلد68، صفحه 138) از حضرت باقر (علیه‏السلام) روایت شده است که حضرت به جابر جُعفی فرمودند:ای جابِر! چه کسی است که از خداوند در خواست کند و خداوند به او عطا نکند؟!

حضرت می خواهند بفرمایند که چنین چیزی نشدنی است؛  به تعبیر ما یعنی کسی را به من نشان بده که از خدا در خواست كرده و خدا به او عطا نکرده باشد؟!نشانم بده ببینم! کیست که کارش را به خدا واگذار کند و خداوند او را کفایت نکرده و کارش را انجام ندهد؟!نشانم بده ببینم! کیست که اعتماد به خدا کند و تکیه گاهش خدا باشد، امّا خدا او را نجات ندهد و از گرفتاری رهایی نبخشد؟!

در اینجا سه سۆال پشت سر هم مطرح شده است؛ اگر کسی واقعاً از خداوند درخواست کند و غیر او را کارساز نداند، خدا هم عطا می‏کند، هم کفایت می‏کند و هم او را نجات می بخشد؛ در این شکّی نیست!

بله! در هر زمانی این طور است؛ امّا در برخی ظرف‏های زمانی اجابت تسریع می‌شود؛ برخی مکان‏ها هم همین طور هستند، مثلاً در مشاهد مشرّفه، مساجد و... زمان‏ها نیز مانند مکان‏ها، در سرعت اجابت مدخلیّت دارند .

یکی از زمان‌هایی که در بین سال به این مطلب اختصاص دارد، «ماه رجب» است. در روایتی از پیغمبراکرم است که حضرت فرمودند: خداوند، فرشته‏ای را در آسمان هفتم قرار داده است که: اسمش «جارچی» است. «داعی» به معنای جارچی، یعنی كسی كه کارش جار زدن است.

وقتی ماه رجب وارد می‏شود، این فرشته از شب تا به صبح فریاد می زند:«خوشا به حال کسانی را که در این ایّام و شب‏ها به یاد خدا بوده و ذاکر الله تعالی هستند و از او اطاعت می‏کنند»آن ملک می‏گوید: خداوند شب‏های ماه رجب می‌فرماید: «هم‌نشین کسانی هستم که با من هم‌نشین شوند! « این خیلی بالا است! «اطاعت می‏کنم کسانی را که از من اطاعت ‏کنند! « می آمرزم کسانی را که از من درخواست غفران و آمرزش نمایند!، «این ماه، ماه من است! بنده، بنده من است! و رحمت، رحمت من» هر کس در این ماه، مرا بخواند و صدایم بزند، جوابش می گویم!

اگر کسی از من درخواستی کند به او عطا می‏نمایم!

اگر کسی از من راهنمایی بخواهد او را راهنمایی می‏کنم!

این روایت، روایت مفصّلی است. می‏فرماید: من این ماه را ریسمانی بین خود و بنده‏ام قرار داده‌ام، هر کس این ریسمان را بگیرد، به من می رسد. ماه رجب، ماه خداوند، ماه رحمت خداوند و وسیله‏ای برای رسیدن به خداوند می‏باشد.در روایتی امام صادق‏(علیه‏السلام) از پیغمبر اکرم نقل می فرماید که: ماه رجب، ماه استغفار امّت من است؛ بعد می فرماید: رجب را «اَصبّ» گویند، چون رحمت خدا در این ماه به امّت من زیاد ریزش می‌کند؛ ماه رجب چنین ماهی است. لذا حضرت فرمودند: زیاد در این ماه بگویید: « اََستَغفُرِ اللهَ وَ اَسئَلُهُ التَّوبَةَ»؛ ایشان برای استغفار دیگر سقف هم نمی گذارند، بلکه می فرمایند: زیاد استغفار کنید و در این ماه از رحمت الهی که بر شما ریزش می‌کند بهره بگیرید!                                                       منبع : دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم خرداد 1391ساعت 5:17  توسط امور فرهنگی  | 

دلت را به که می سپاری؟  دژبان قلب خود باشیم            8/2/90

به نام خدایى كه «مقلّب القلوب» است. دل‏ها را زیر و رو و دگرگون مى‏سازد، با این گونه تحولّات درونى، زندگى بیرونى هم دگرگون مى‏شود، خدایى كه در دل عارفان صاحب‏دل جاى دارد و از رهگذر چنین دل‏هاى پاك، مى‏توان «سلوك معنوى» داشت و راهى به سوى خدا یافت و «خدایى» گشت و «الهى» زیست.
 
«قلب»، رهبر وجودآن چه با عنوان قلب و دل، در قلمرو معارف دینى و آموزه‏هاى عرفانى و اخلاقى مطرح است، با آن «دل» كه خاستگاه هوس‏هاى شیطانى و تمایلات نفسانى است، متفاوت است.

این، راه به ملكوت مى‏گشاید، آن به بیراهه نفسانیّات مى‏كشاند.این، مدبّر و مدیر وجود است، آن مدار وسوسه‏هاى دون.در روایات، براى «قلب»، نقشى هدایت‏گر و كنترل كننده و پیشوا معرفى شده است. پیامبر اكرم - صلى‏اللّه‏علیه‏وآله - فرموده است: « قلب همچون پادشاهى است كه لشكریانى دارد. اگر پادشاه صالح باشد، سربازانش هم صالح مى‏شوند و هرگاه فرمانروا خراب باشد، سپاهیان او نیز فاسد و خراب مى‏شوند.

این، یعنى همان نقش رهبرى، هدایت‏گرى، خطدهى، سامان‏بخشى و مدیریت در حالات و رفتار و خصلت‏هاى انسان، كه در اختیار دل است.
به همان نحو كه «رهبرى» در جامعه و انسان‏ها از حساسیت و اثرگذارى برخوردار است، قلب انسان نیز (نه آن عضو صنوبرى شكل درون قفسه سینه) حسّاس و كارساز و نقش پرداز است. پس مى‏سزد كه در مراقبت از آن و كنترل حالاتش و ورودى‏ها و خروجى‏هایش و اثرگذارى و اثرپذیرى‏هایش دقت شود.
گاهى كسى از «قلب سلیم» برخوردار است و دیگرى از «قلب مریض». آیا بیمار دلان با صاحبان دل‏هاى صاف و زلال و مهذّب یكسانند؟
گاهى قلبى مهر و موم شده و بسته و ختم شده است (ختم اللّه على قلوبهم...)2 و گاهى دل، باز و گشوده است و شرح صدر وجود دارد. آیا این دو گونه قلب، دو گونه رفتار و زندگى پدید نمى‏آوردند؟
 
«قلب»، چهار راه گرایش‏ها :آن چه در دل مى‏گذرد، بر زبان هم جارى مى‏شود، در عمل هم انگیزه مى‏آفریند، هدف‏ساز هم هست و جهت را نیز تعیین مى‏كند. پس باید دید كه دل، كجایى است، چگونه است و به كدام پایگاه وابسته است؟ درست است كه با یك «دل» نمى‏توان دو «دلبر» داشت و درست گفته‏اند كه: «اى یك دله صد دله، دل یك دله كن...».امّا مهم آن است كه آن دل‏دار و دلبر، ارزنده و قیمتى و لایق «دل دادگى» باشد، وگرنه دل هر جایى هر روز بر شاخه‏اى مى‏نشیند و صاحب دل را آواره و هرجایى مى‏كند.
از قرآن كریم الهام بگیریم كه فرموده است:خداوند در درون هیچ‏كس، دو قلب قرار نداده است.
البته این روشن است كه هیچ كس دو قلب ندارد، لیكن رهنمود قرآن، به آن دلى است كه كانون عشق‏ها، گرایش‏ها، عواطف و احساسات، باورها، محبّت‏ها و گرایش‏هاست و باید تكلیف آن را روشن ساخت و هشیار ساخت و هشیار بود كه آیا جایگاه خداست، یا پایگاه شیطان؟
بر سر چند راهه‏هاى محبوب گزینى و دل سپارى و مهر ورزى. باید «تعیین راه» و «تعیین جهت» كرد، تا دل، سرگردان نماند و طعمه غارت‏گران نشود.
 
مراقبت از دل :اگر بزرگان عرفان و اخلاق، «دربانى دل» را رمز و راز رسیدن به كمالات دانسته‏اند و در پاسخ به این سؤال كه از كجا به این مقامات رسیده‏اید؟ گفته‏اند: دربان دلمان بودیم (كنتُ بوّاباًعلى قلبى)، این نكته، گویاى ضرورت نظارت بر ورودى‏هاى دل است و این كه با قلب خودمان چه مى‏كنیم و چه كنترلى بر آن داریم و به كه مى‏سپاریم و به چه مى‏فروشیم؟ گفته‏اند كه: «القلب حرم الله...»، دل حریم الهى است و در این حرم مقدّس، جز خدا را راه نده. در كلام حضرت رسول چنین آمده است: خداوند را در روى زمین ظرف‏هایى است، آگاه باشید كه آن ظرف‏هاى الهى، قلب‏هاست، پس بهترین این ظرف‏ها نزد خدا، دلى است كه نسبت به برادران نازك‏تر و از گناهان پاك‏تر و در راه خدا استوارتر باشد(5)
در ظرف دل چه باید ریخت و آن را از چه باید آكند؟:بالاخره این «جام دل»، تهى نمى‏ماند. اگر از عشق به خوبى‏ها و خوبان پر نكنى، از علاقه‏هاى بدلى و محبوب‏هاى عوضى و معشوق‏هاى بى‏ارزش پر مى‏شود و آن گاه، خالى كردن این خانه كه به اجاره یا مالكیّت یك «بیگانه» در آمده است، بسیار دشوار است! از اول باید مواظبت كرد كه یك «نامطلوب» وارد آن نشود و آن جا خانه و بیتوته نكند.
اگر بتوانیم «مرغ دل» را بر شاخه «حبّ خدا» بنشانیم و اگر گرفتارش مى‏كنیم، گرفتار عشق خوبان و پاكانش كنیم، یقیناً ما را به بیراهه نمى‏كشد و پشیمانى به بار نمى‏آورد. اگر بتوانیم در دل، «چراغ معرفت» برافرازیم.
نه...اصلاً اگر بتوانیم دل را چراغ معرفت سازیم و با نورانیت دل، راه زندگى را طى كنیم، تا قیامت، مسیر ما را روشن مى‏سازد. این كلام حضرت باقرالعلوم - علیه‏السلام - است، كه در ترسیم دل‏ها و حالات آن ،از جمله به «دل مؤمن» اشاره مى‏كند كه همیشه باز، روشن و روشن‏گر است تا روز قیامت:«و قلب مفتوح فیه مصباح یزهر و لا یطفأ نوره الى یوم القیامةِ و هو قلب المؤمن».7در قلمرو دل، گام‏هاى دیگرى خواهیم زد.
باشد كه همراهى شما با این گام‏ها، به «مقصد» نزدیك‏ترمان كند.

ماه شست‌وشوی گناهان

عزیزان! ماه رجب المرجّب، ماه استغفار است ،  ماه رجب المرجّب، ماه شستشوی گناهان است و ماه شعبان المعظّم ماه پوشیدن لباس تقواست که می‌خواهیم بعد از آن به مهمانی ماه مبارک رمضان برویم،

اگر مثلاً کسی را که شغلش مکانیکی است، به یک مجلس عروسی دعوت کنند، با همان لباس روغنی به مجلس نمیرود، بلکه به منزل می‌رود، دوش میگیرد، خود را می‌شوید، بوی تعفّن و روغن را از خودش دور میکند، لباس را عوض می‌‌کند و لباس نو می‌پوشد؛ آن وقت به مهمانی می‌رود. حتّی اگر در بین راه، ماشینی رد شود و آب‌های گلی را به لباس او بریزد، با آن لباس به مجلس عروسی و شادی نمی‌رود، دوباره برمیگردد و میگوید: با این لباس زشت است.

حال، پروردگار عالم دارد ما را دعوت می‌کند. ماه مبارک رمضان، ماه مهمانی خدا و ماه عشق‌بازی با خدا دارد میآید. چه کسانی می‌توانند در آغوش ماه مبارک بروند؟ کسانی که خودشان را شسته‌اند، لباس تقوا را پوشیده اند و خوش‌بو، زیبا و خوش‌لباس شده‌اند. ماه مبارک آن‌ها را تا اوج میبرد، «لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ» ، این حال خوش بندگان خداست.عزیزان! ماه مبارک رمضان را از رجب مواظبت کنیم و از دست ندهیم. روزه‌های این ماه چقدر زیباست،.رجب المرجّب آمده است. بیاییم با امام زمانمان همگام باشیم. آقاجانمان روزه میگیرد، ما هم روزه بگیریم، آقاجانمان طلب استغفار میکند، امّا برای من و شما. ما هم استغفار کنیم. بگوییم: خدایا! ما نفهمیدیم، راه را تشخیص ندادیم، حرف تو را گوش نکردیم، حرف قرآنت را گوش نکردیم، حرف پیغمبرت را گوش نکردیم، حرف امامان و اولیاء را گوش ندادیم، حرف دوستداران و دلسوزانمان را گوش ندادیم، گناه ما را با خودش برد، هوی و هوس، نفس امّاره و منیّت‌ها ما را با خودش برد، گوشمالی پیغمبرت و معصومین و اولیاء در ما اثر نکرد و ... .

نکند این ماه رجب المرّجب را مفت از دست بدهیم. آقاجان! شما برای ما دعا کن.

پرسش‌هاي مهم، پاسخ‌هاي كوتاه:        معناى انتظار امام زمان عليه السلام چيست؟ آيا به معناى

                                     سكوت و بى‏تفاوتى در برابر ظلم و فساد است؟

ما هر شب منتظر طلوع خورشيد فردا هستيم، امّا معناى انتظار خورشيد آن نيست كه دست روى دست بگذاريم و تا صبح در تاريكى به سر بريم، بلكه هر كس اتاق خود را روشن مى‏كند. ما در زمستان منتظر فرارسيدن تابستان هستيم، ولى انتظار تابستان به آن معنا نيست كه در زمستان بلرزيم و اتاق خود را گرم نكنيم. در زمان غيبت امام زمان عليه السلام نيز بايد به مقدار توانِ خود با ظلم مبارزه كنيم و در صدد اصلاح خود و جامعه برآييم. در روايات مى‏خوانيم: «أفضلُ الاعمال اِنتظارُ الفَرج»(بحار، ج 75، ص 208.) بهترين عمل، انتظار آمدن حضرت مهدى عليه السلام است. بر اساس اين حديث، انتظار، حالت نيست، بلكه عمل است: «افضل الاعمال» بنابراين، منتظران واقعى بايد اهل‏عمل باشند. منتظران مصلِح بايد خود صالح باشند، كسى كه منتظر مهمان است در خانه آرام نمى‏نشيند.
وظيفه مردم در زمان غيبت، خودسازى و امر به معروف و دعوت به حق و آگاه سازى ديگران است.

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم خرداد 1391ساعت 5:14  توسط امور فرهنگی  | 

  آخرالزّمان، عصر نبود تعادل                   14/2/91

از مشهورترین روایات مربوط به آخرالزّمان و قیامت ظهور، این حدیث نبوی پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله) است كه درباره حضرت مهدی(عج) فرمود: «یملأ الأرض قسطاً و عدلاً كما ملئت ظلماً و جوراً؛ او، [حضرت مهدی(عج)]، زمین را پر از قسط و عدالت می‌كند آن‌چنان كه پر از ظلم و جور شده بود.»

اغلب به معنای جامع و عمیق این روایت توجّه نمی‌شود. تلقّی ما از ظلم و جور، عموماً زورگویی‌ها و خشونت‌های نظامی گردنكشان و مستكبران علیه محرومان و ضعیفان است و كمی كه پیشتر می‌رویم به مظالم اقتصادی و فاصله‌های عظیم فقر و غنا نیز به عنوان مصادیقی از ظلم توجّه می‌كنیم؛ ولی حقیقت این است كه معنای ظلم و جور آن هم به نحو امتلاء و آكندگی، معنایی بس وسیع‌تر و عمیق‌تر دارد. امیرالمؤمنین(علیه السلام) در روایتی، عدل را به قرار گرفتن هر چیزی در جایگاه خودش« تعریف فرمودند و بعد تصریح كردند كه معنای ظلم نیز از این تعریف روشن می‌شود و آن عبارت است از قرار نداشتن اشیا و امور در جایگاه خودشان. واژه جور نیز كه در روایت نبوی آمده است، به معنای از مسیر و راه خارج شدن و منحرف گشتن است و بیانی دیگر از واژة ظلم است. بر این اساس باید به این نكته توجّه كنیم كه روایت مشهور یاد شده، معنایی بس عمیق‌تر از آنچه ما اغلب تصوّر می‌كنیم، در بر دارد.آكندگی عالم از ظلم و جور یعنی آنكه در آخرالزّمان هیچ عرصه‌ای از عرصه‌های حیات فردی و اجتماعی از تباهی، انحراف و كژی خالی نیست و به هر جا كه بنگری نشانه‌های ناراستی، اعوجاج و انحراف از حق را می‌بینی و در حقیقت تباهی بر مزاج عالم غلبه كرده است و نبود توازن و تعادل مهم‌ترین ویژگی عصر آخرالزّمان است.

اقتصاد، سیاست، علم، نظام تعلیم و تربیت، خانواده، شهر، مذهب، غذا، اخلاق، معماری، ارتباطات، خواص، عوام، زنان، مردان، كودكان، جوانان و خلاصه همة عرصه‌های فردی و اجتماعی در سرتاسر عالم و حیات بشری، كم و بیش بیمار و دچار اعوجاج گشته و از مسیر عدل، تعادل و توازن خارج شده‌اند.در آیه 41 سوره روم می‌خوانیم: «ظهر الفساد فی البرّ و البحر بما كسبت ایدیّ النّاس؛ تباهی در خشكی و دریا به خاطر اعمال و دستاوردهای خودسرانة بشری ظاهر و غالب شده است». این آیه نیز بیانی دیگر از آكندگی عصر آخرالزّمان از عدم تعادل و بی‌توازنی است و از همین رو در دعای عهد خطاب به خداوند مویه می‌كنیم كه:تو خود گفتی و سخنت حق است كه به سبب آنچه دست‌های مردم فراهم آورده، فساد در خشكی و دریا نمودار شده است، پس ای خدا! ولیّ خود را بر ما آشكار ساز.» مروری بر روایاتی كه نشانه‌های آخرالزّمان را بیان كرده‌اند نیز به وضوح، بیانگر این معنای وسیع از ظلم و جور و در واقع همان آكندگی از نبود تعادل و بی‌توازنی است. بر اساس این روایات ما شاید نتوانیم عرصه‌ای را پیدا كنیم كه از آسیب، انحراف و كژی در امان مانده باشد. به برخی از این نشانه‌ها كه برگرفته از روایات است، توجّه كنید:مردم، دارای آرای مختلف خواهند شد و از هواها و خواهش‌های نفسانی پیروی می‌كنند. قرآن، كهنه شده و چیزهایی بدان می‌بندند كه در آن نیست. دین، تغییر و دگرگونی پیدا كرده چنان كه آب كاسه تغییر پیدا می‌كند (آفت مهلكِ خود بنیادی معرفتی و اعتقادی و قرائت‌های گوناگون از دین.)

شخص، صبح مؤمن است، شب كافر می‌شود (ارتدادهای عقیدتی). معروف منكر شود و منكر معروف. مردم حرام را مباح دانند و امور باطل را در بین خود ترویج كنند. بدعت‌ها فاش و فتنه‌ها ظاهر شود. اهل اخبار و حدیث (علمای خالص و صادق دین) موهون شده و دوستداران آنها از نظر بیفتند ـ بعضی از مشاهده جدّ و جهد مؤمنی در امر دین به خدا پناه می‌برند! ـ مؤمن محزون و از نظر افتاده و خوار است. (واژگونی ارزش‌ها)

نماز را سبك شمرند. مساجد را مثل معابد یهود و كلیسا زینت دهند. مناره‌ها را بلند سازند. اغنیای امّت به منظور گردش و تفریح؛ طبقة متوسط برای تجارت و فقرا به منظور خودنمایی و ریا به حج روند. قرآن، مهجور و مساجد از هدایت تهی گردد و قرآن را با آواز و مزامیر و به صورت غنا می‌خوانند بدون اینكه از خداوند ترسی داشته باشند. در چنین عصری ترانه‌ها و ساز و آواز، آدمیان را به طرب می‌آورد، آن‌چنان كه نفس‌هایشان گویی در طرب می‌آید و لذّت و شیرینی قرآن خواندن از آنها گرفته می‌شود. مردم، شطرنج، نرد و موسیقی را كاری پسندیده بشمارند و در مقابل، امر به معروف و نهی از منكر را عملی نكوهیده بدانند و در مكّه و مدینه كارهایی می‌كنند كه خداوند دوست ندارد و كسی هم نیست كه مانع شود و هیچ‌كس آنها را از اعمال زشت باز نمی‌دارد. آلات موسیقی در مكّه و مدینه آشكار است. (رسوخ انحراف در اعمال عبادی و دینی)و فساد زیاد و هدایت كم گردد و آرزوها، طولانی گردد و مردم آنچه را كه می‌گویند، عمل نمی‌كنند. و مرده را تشییع می‌كنند و كسی هم وحشت نمی‌كند (عبرت نمی‌گیرد.)شنیدن تلاوت قرآن بر مردم گران و استماع سخنان باطل برای مردم آسان است. (بی پروایی معنوی)

]در روابط جنسی] مردان به مردان اكتفا می‌كنند و زنان به زنان قناعت می‌ورزند. فحشا بسیار گردد به طوری كه كار و شغل قرار گیرد و زنا علنی گردد و فساد در همه جا آشكار است و كسی از آن جلوگیری نمی‌كند و مرتكبان آن هم خود را معذور می‌دانند. لهو و لعب آشكار می‌گردد و كسی كه از كنار آن می‌گذرد، جلوگیری نمی‌كند یا كسی قادر به جلوگیری از آن نیست. (تباهی اخلاقی و بی‌تعادلی در روابط جنسی(

خوردن مال یتیمان را حلال كرده و رباخواری و كم فروشی كنند. ربا را به صورت بیع و رشوه را به اسم هدیه حلال شمرند. زكات را از مستحقّان قطع كنند. فقر، بسیار شود. مردم اموال خود را در راه غیر خدا بذل می‌كنند و كسی را از این كار بر حذر نمی‌دارند و جلوی آنها را نمی‌گیرند. كسی كه طلب حلال می‌كند، در نظر مردم سرزنش می‌شود و طالب حرام را مدح و احترام می‌كنند. مرد، مال بسیاری دارد ولی وجوهات شرعی آن را نمی‌دهد. (مناسبات ظالمانه اقتصادی(رشوه را به اسم هدیه حلال شمارند، به اسم امانت، خیانت كنند. دروغ، بسیار شود. لجاجت در میان مردم آشكار گردد. برادری در راه رضای خداوند كم می‌شود؛ چنان كه درهم‌های حلال كم می‌گردد. پس مردم به بدترین حالت باز می‌گردند. شاهد (در دادگاه( بدون اینكه از وی درخواست شود، شهادت می‌دهد و دیگری به خاطر دوست خود بر خلاف حق گواهی دهد. صاحب هر پیشه در پیشه خود دروغ گوید. كبر و منیّت چون سم در دل‌ها راه یابد. مردم در لباس به یكدیگر مباهات كنند. ثروتمندان بلندمرتبه و فقرا پست باشند. توانگر به آنچه دارد بخل می‌ورزد و فقیر آخرت خود را به دنیا می‌فروشد. همسایه، همسایه‌اش را آزار می‌رساند و كسی هم او را منع نمی‌كند. صاحب مال از شخص با ایمان عزیزتر است. اگر یك روز بر مردی بگذرد و در آن روز گناه بزرگی مانند زنا و كم‌فروشی و غلّ و غش در معامله یا شراب‌خواری نكرده باشد، اندوهگین و محزون است كه آن روز را مفت از دست داده و عمرش ضایع شد.! بیدادگری و جرائم، آشكار گردد. فتنه و اضطراب بسیار شود. (مناسبات ظالمانه اجتماعی( ارحام (پیوند خویشان) را قطع كنند. طلاق فراوان شود و مردم پیشینیان خود را لعنت نمایند. بی‌احترامی به پدر و مادر آشكار گردد و مقام آنها را سبك شمرند و نزد فرزندشان سیه روزتر از همه شوند. پسر به پدر و مادرش افتراء می‌بندد و آنها را نفرین می‌كند و از مرگ آنها خوشحال می‌شود. كوچك، بزرگ را مسخره می‌كند (تضعیف پیوندهای سالم اجتماعی و فروپاشی نهاد حیاتی خانواده كه منجر به فروپاشی كامل اجتماعی می‌شود.(مردمِ عمارت‌های محكم و رفیع بسازند (میل به خلود در ارض و الگوهای غلط و غیر دینی در معماری و شهر سازی.(ویرانی بیش از عمران و آبادی است (توسعه غربی كه عین ویرانی است، آبادی تلقّی می‌شود.(مردم نوشیدنی‌ها و خوراكی‌های پست می‌خورند (تباهی در نوشیدنی‌ها و خوراكی‌ها كه عموماً از حالت طبیعی و سالم خود خارج شده‌‌اند و منشأ ضررهای گوناگون برای سلامت انسان‌ها هستند.(

البتّه مطالب بالا بدین معنا نیست كه در ظلمت آخرالزّمان هیچ نقطة نورانی‌ای وجود ندارد و اصلاً مؤمنی یافت نمی‌شود یا هیچ حركت سازنده‌ای وجود ندارد؛ بلكه مقصود غلبه و سیطرة تباهی و ظلم و جور بر امور و دنیا است و در اقلّیت محض بودن خوبی و خوبان است. ضمن آنكه مصیبت آخرالزّمان آن قدر شدید است كه حتّی خوبان و مصلحان را نیز ممكن است به نسبت‌هایی متأثّر سازد.در هر صورت در همان آخرالزّمان «الموطئون للمهدی؛ زمینه‌سازان برای قیام مهدی(عج)» وجود دارند. سیّد خراسانی و سیّد یمانی و مغربی با یارانشان هستند كه با ظهور حضرت به ایشان می‌پیوندند؛ امّا مسئله این است كه مؤمنان راستین و آنها كه واقعاً دغدغة سالم ماندن و ثبات ایمانی و عقیدتی دارند، نباید از عمق ظلم و ظلمت و تباهی آخرالزّمان غافل شوند و خویش را در معرض انواع فتنه‌ها و پرتگاه‌ها قرار دهند.                    سایت تبیان نویسنده: مهدی نصیری                    منبع: ماهنامه موعود شماره 122

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391ساعت 5:56  توسط امور فرهنگی  | 

اهداء ثواب‌ نماز و قرائت‌ قرآن‌ به‌ امام‌ زمان‌ (عج)              9/2/91

یكی‌ دیگر از آداب‌ و وظایف‌ مؤمنان‌ منتظر در عصر غیبت‌، هدیه‌ كردن‌ ثواب‌ نماز یا قرائت‌ قرآن‌ به‌ امام‌ زمان‌ علیه‌ السلام‌، است‌. همانطور كه‌ هر یك‌ از ما برای‌ نشان‌ دادن‌ علاقه‌ و محبت‌ خود به‌ دیگران‌، كلمات‌ محبت‌آمیز بر زبان‌ می‌آوریم‌، به‌ دیدارشان‌ می‌رویم‌ یا به‌ آنان‌ هدیه‌ می‌دهیم‌ تا از دوستی‌ و محبت‌ متقابل‌ آنها برخوردار شویم‌، با بر زبان‌ آوردن‌ آیات‌ زیبای‌ قرآن‌ یا عبارات‌ و آیات‌ نماز، عشق‌ و علاقه‌ قلبی‌ خویش‌ را به‌ مولایمان‌ حضرت‌ صاحب‌ الزمان‌ (عج‌) هدیه‌ می‌كنیم‌ تا از محبت‌ و دوستی‌ آن‌ امام‌ بزرگوار بیشتر بهره‌مند گردیم‌. چنانكه‌ نقل‌ است‌ در زمان‌ امام‌ حسن‌ مجتبی‌ (علیه السلام‌) دخترك‌ خدمتكاری‌ با دسته‌ گلی‌ خوشبو نزد امام‌ آمد و شاخه‌ گلی‌ را به‌ آن‌ حضرت‌ هدیه‌ نمود. امام‌ در مقابل‌ این‌ كار پاداش‌ بزرگی‌ به‌ وی‌ بخشید. سپس‌ در مقابل‌ نگاه‌ متعجب‌ اطرافیان‌ خود فرمود: خداوند به‌ ما دستور داده‌ و فرموده‌ است‌: هر گاه‌ كسی‌ شما را ستایش‌ كند شما باید در مقابل‌ به‌ ستایشی‌ بهتر از آن‌ یا مانند آن‌ پاسخ‌ دهید . در واقع‌ ائمه‌ معصومین‌، علیهم‌ السلام‌، از این‌ هدیه‌ها بی‌نیازند، همانگونه‌ كه‌ دریا از آنچه‌ ابرها بر آن‌ می‌بارند بی‌نیاز است‌. ولی‌ ما بی‌نیاز نیستیم‌ از اینكه‌ به‌ ایشان‌ هدیه‌ای‌ تقدیم‌ نماییم‌. هر كس‌ ثواب‌ نماز خود (چه‌ واجب‌ و چه‌ مستجب‌) را برای‌ رسول‌ خدا و امیر المؤمنین‌ و امامان‌ بعد از آن‌ حضرت‌، علیهم‌ السلام‌، قرار دهد خداوند ثواب‌ نمازش‌ را آنقدر افزایش‌ می‌دهد كه‌ از شمارش‌ آن‌ نفس‌ قطع‌ می‌گردد و پیش‌ از آنكه‌ روحش‌ از بدنش‌ برآید به‌ او گفته‌ می‌شود: هدیه‌ تو به‌ ما رسید پس‌ امروز، روز پاداش‌ و تلافی‌ كردن‌ (نیكیهای‌) توست‌. دلت‌ خوش‌ و چشمت‌ روشن‌ باد به‌ آنچه‌ خداوند برایت‌ مهیّا فرموده‌ و گوارایت‌ باد آنچه‌ كه‌ به‌ آن‌ رسیده‌ای‌

البته‌ در اینكه‌ نماز مخصوصی‌ به‌ عنوان‌ هدیه‌ به‌ حضرت‌ مهدی‌ یا به‌ یكی‌ از ائمه‌ اطهار، علیهم‌السلام‌، به‌ جای‌ آوریم‌ یا سوره‌ای‌ را به‌ عشق‌ آنان‌ ختم‌ كنیم‌، هیچ‌ حد و وقت‌ و شماره‌ای‌ نیست‌ و هر كس‌ به‌ مقدار محبت‌ و توانایی‌اش‌ به‌ محبوبش‌ هدیه‌ تقدیم‌ می‌كند و بر حسب‌ طاقتش‌ او را خدمت‌ می‌نماید. بدون‌ شك‌ نماز و قرآنی‌ كه‌ با این‌ نیت‌ آغاز می‌شود علاوه‌ بر ثواب‌ و پاداشی‌ كه‌ برای‌ صاحب‌ آن‌ به‌ همراه‌ دارد، پیوند و ارتباط‌ انسان‌ مومن‌ را با امام‌ غائبش‌ محكم‌تر می‌كند كه‌ به‌ وسیله‌ آن‌ می‌تواند به‌ محبوب‌ خویش‌ نزدیك‌تر شود. چنانكه‌ امام‌ موسی‌ كاظم‌ (علیه السلام) در فضیلت‌ آنان‌ كه‌ ثواب‌ قرائت‌ و ختم‌ قرآن‌ رابه‌ پیامبر و ائمه‌ اطهار، علیهم‌ السلام‌، هدیه‌ می‌كنند، فرموده‌اند: پاداش‌ آنان‌ این‌ است‌ كه‌ در روز قیامت‌ با ما اهل‌بیت‌ خواهند بود.

 مآخذ:        1-موسوی‌ اصفهانی‌، سید محمد تقی‌، مكیال‌ المكارم‌، ج‌ 2، صص‌ 379ـ373

                   2- اكبری‌، محمود، برگهای‌ زرین‌ (داستانهایی‌ از سیره‌ ائمه‌ معصومین‌)، ص‌ 128

                         موعود جوان‌ شماره‌ نوزدهم

مؤکد ترین سفارش خداوند:

مى‏دانید كه از جمله مؤكدترین سفارشات الهى به همه انبیا، اولیا و همه اقوام و ملل و صاحبان ادیان در درجه اول، نماز و در درجه دوم، زكات بوده است .

حضرت عیسى _‌على نبینا و آله و علیه السلام‌_  هنگامی كه با اعجاز الهی در گهواره با مردم سخن گفت، خود را این‌گونه معرفى كرد: « قَالَ إِنِّی عَبْدُ اللَّهِ آتَانِیَ الْكِتَابَ... وَ أَوْصانِی بِالصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ ما دُمْتُ حَیًّا 2؛ من بنده خدا هستم، خدا به من كتاب مرحمت فرموده و سفارشاتى به من كرده؛ اولین این  سفارش‌ها نماز و دومین آنها زكات است. این دو عمل جدای از یك دیگر هم ذكر نشده است.»

گویا این دو، مكمل یکدیگر  و اجزاى یك مركبند. آیات دیگر هم كاملاً نشان مى‏دهد كه از نظر قرآن كریم بعد از نماز هیچ كاری مهم‌تر از اداى حقوق مالى نیست .

كاربرد «زكات» در قرآن به معناى لغوی آن است: « الَّذِی یُؤتِی مالَهُ یَتَزَكّی »3 این آیه در مقام ستایش كسى است كه از اموال خودش بخشش مى‏كند و همه اموالى را كه در راه خدا و براى انجام وظیفه پرداخت شود، شامل می‌شود

+ نوشته شده در  شنبه نهم اردیبهشت 1391ساعت 6:14  توسط امور فرهنگی  | 

  الگوی امام زمان(عج) کیست؟                  8/1/91

خداوند در قران الگوهای فراوانی را به ما معرفی کرده است که هر یک از آنها دنیایی از خوبی ها هستند. از پیامبرانی همچون ابراهیم و اسماعیل و یعقوب و یوسف و موسی و عیسی و یونس و هود و صالح علیهم السلام گرفته تا گل سرسبد آفرینش یعنی پیامبر عظیم الشان اسلام صلّی الله علیه و آله، از زنان قهرمانی همچون هاجر و مریم و آسیه گرفته تا مردان بزرگی همچون طالوت و لقمان همه و همه شخصیت های برجسته تاریخند که ارزش الگو پذیری را خواهند داشت.الگوهای صبر و استقامت، جوانمردی و ایثار، کار و تلاش، مردانگی و گذشت، تقوی و پرهیزگاری، شهامت و رشادت، صفا و صمیمیت، مهربانی و عطوفت و خلاصه هر آنچه که در زیبایی های انسانی می توان یافت.اما در میان این همه گل، خداوند دو تن را به خصوص نام برده تا نشان دهد که آنها الگوی تمام عیار انسانیتند. نخست، بت شکن بزرگ تاریخ حضرت ابراهیم علیه السلام است که در مورد او در سوره ممتحنه آیه 4 چنین می فرماید:«قَدْ كانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فی‏ إِبْراهیمَ وَ الَّذینَ مَعَهُ ...» ؛ «به یقین براى شما در (پیروی از) ابراهیم و كسانى كه با او بودند، سرمشق نیکویی است.»

ابراهیم علیه السلام شخصیتی است که توانست افزون بر جایگاه پیامبری، مقام امامت را هم به دست آورد و خود را به بلندای انسانیت برساند. اما نفر دوم، خاتم پیامبران و گل سرسبد آفرینش است. قرآن در سوره احزاب آیه 21 در این باره می فرماید:«لَقَدْ كانَ لَكُمْ فی‏ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ یَرْجُوا اللَّهَ وَ الْیَوْمَ الْآخِرَ» ؛ «همانا براى شما در (رفتار و سیره) رسول خدا الگو و سرمشقى نیكوست‏.»آری، خداوند به همراه کامل ترین دستورالعمل زندگی، والاترین الگوی انسانیت را به مردم عرضه کرده است تا مسیر پیشرفت را بهتر و ساده تر بپیمایند. روشن است که جانشینان او نیز هر یک چنین جایگاهی را خواهد داشت و الگوهای بزرگی برای زندگی مردم خواهند بود. الگوهایی که آنچنان گرانقیمت اند که لیاقت نشستن بر جایگاه محبوب ترین بنده خدا یعنی حضرت محمد مصطفی صلّی الله علیه و آله را داشته اند.

الگوی اصلی ما در هر دورانی چه کسی است؟ اگرچه هیچ یک از این الگوها در حصار زمان محدود نمی شوند و تنها مخصوص به دوران خود نیستند و برای همگان در همه دوران های تاریخی کارایی ویژه دارند اما باید دانست که الگوی اصلی در هر دورانی، حجت خدا در همان زمان است. همان شخصی که خداوند به عنوان پیشوای همان عصر و حجت خود بر مردم قرار داده است. امام صادق علیه السلام می فرماید:«زمین خدا از حجّتى كه با خود دانشى گواه بر درستى گفتار و نشانه اى بر عدالتش دارد، خالى نباشد.» (الكافی، ج 1، ص 168)بنابراین روشن است که الگوی اصلی و تمام عیار ما در دوران کنونی، امام زمانمان حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف است. امام زمان همان «موعودی» است که در تمامی ادیان و مذاهب به آمدن او نوید داده شده است. (انقلاب جهانی مهدی، آیت الله مکارم شیرازی، ص52) همان شخصیتی است که قرار است نجات بخش همه عالمیان در دوره آخر الزمان باشد. همان شخصی است که در مذاهب و ادیان و دیدگاه ها و افکار گوناگون دنیا از او با عنوان «منجی» یاد می شود.

باید دانست که عقیده به آمدن «منجی آخر الزمان» نه تنها یک اعتقاد دینی در تمامی ادیان عالم است بلکه یک اندیشه فطری و درونی هم هست. حتی اگر کسی به آیین خاصی هم معتقد نباشد در فطرت خود نیاز به یک نجات بخش نهایی را خواهد یافت. بنابراین امام زمان یک هویت فرا زمانی و فرا مکانی دارد که باید نیاز همه منتظران عالم را پاسخگو باشد. پس شخصیتی که جایگاهی این چنین رفیع در میان بزرگان عالم دارد باید خود الگویی آنچنان ارزشمند و والا باشد که چشمه های امید همه آزادگان و عدالت طلبان عالم را سیراب نماید. چرا که دنیا با وجود شخصیت‌های بزرگ و پراهمیتی که به خود دیده باز هم در انتظار قدوم مبارک او است.

الگوی امام زمان کیست؟ اما نکته جالب این است که همین شخصیت والا و جهانی که قرار است در آینده ای نه چندان دور، عالمی را از ظلم و ستم نجات دهد و عدل و داد را در اقصا نقاط عالم بگستراند‌،‌ خود را مدیون شخصیت دیگری می داند و الگوی خود را انسان دیگری معرفی می کند. حقیقتا این سوال، حسّ کنجکاوی انسان را به تلاطم در می آورد که الگوی بزرگترین الگوی عالم کیست؟ این چه موجودی است که نقطه پرگار عالم را هم درگیر خود کرده و دل او را هم شیفته خود ساخته است؟ این چه شخصیت بزرگی است که دل وسیع منجی آخرالزمان را هم از آن خود ساخته است؟ همه عالم از آدم تا خاتم، از پیامبران و امامان تا مردم عادی، از گذشته تا کنون و از هم اکنون تا آینده ظهور،‌ در انتظار آمدن موعود هستند و نگاهشان به سوی او است اما او خود، نظر به شخصیت دیگری دارد. بنابراین الگوی او باید شخصیتی بسیار ارزشمند و والا مقام باشد و الگویی تمام عیار در همه زمینه ها به حساب آید.امام زمان(عج) در یکی از نامه‌های خود به این نکته اشاره‌ای کوتاه کرده است. در قسمتی از این نامه چنین آمده است:«برای من در (زندگی و رفتار) دختر رسول خدا صلّی الله علیه و آله الگو و سرمشقی نیکو است.» (الغیبة، شیخ طوسی، ص 286)؛

آری، فاطمه زهرا علیهاالسلام همان کسی است که منجی عالم بشریت نیز به او اقتدا می‌کند و از لحظه لحظه زندگی کوتاه او الگو می‌گیرد. این جمله کوتاه نشان دهنده آن است که اولا ابعاد وجودی این بانو تا چه اندازه گسترده و گرانقمیت است و ثانیا وجود نازنین او تا چه اندازه قابلیت الگو پذیری دارد.

اما متاسفانه شخصیت آن بانو حتی در میان شیفتگان او هم مغفول باقی مانده است و ویژگی های شخصیتی او آنچنان که شایسته و بایسته است، مورد توجه قرار نگرفته است. بسیاری از ما او را تنها الگوی بانوان می دانیم و تنها به محورهایی نظیر حجاب و عفاف می اندیشیم که تازه پای الگوپذیریمان در همان دو محور هم لنگان است. اما حقیقت آن است که او الگویی ماندگار و تمام عیار برای همه آزادگان و حق طلبان است و مخصوص به جنسیت و زبان و زمان و ملیت خاصی نیست.

فاطمه علیهاالسلام الگوی صبر و شکیبایی، مقاومت و ایستادگی، استواری و حق طلبی، شهامت و شجاعت، صداقت و یک رنگی، کار و تلاش، مهر و محبت و عطوفت، همسرداری و تربیت فرزند، همبستگی خانوادگی و خانواده داری، عبادت و سحرخیزی، تعلیم و تعلم، آموزش و پرورش، ایثار و گذشت و فداکاری، تقوا و خویشتن داری، حجاب و عفاف و دیگر مسایل مهم فردی و اجتماعی است. پس بیایید به این بانوی بزرگ با نگاهی که در شان او است نظر بیافکنیم و بیش از گذشته از زندگی کوتاه اما پر محتوای او بهره بگیریم.درود خدا بر فاطمه و پدرش، بر فاطمه و همسرش و بر فاطمه و فرزندان معصومش علیهم السلام.                                         سایت تبیان-سیدمصطفی بهشتی

معنای زکات در قرآن:

اصطلاح قرآنى «زكات» غیر از اصطلاح فقهى آن است كه امروزه در عرف شایع است . منظور قرآن از «زكات» مطلق وظایف مالى است . اما فقها براى این‌كه هر یك از اعمال، اصطلاح خاصى داشته و بهتر قابل تفهیم و تعلیم باشد، عنوان «زكات» را به حقوق مالی كه طبق فتواى مشهور به نه چیز تعلق مى‏گیرد و مصرف آن بر ذریه پیغمبر اكرم(صلی الله علیه و آله) حرام است، اختصاص داد‌ه‌اند.

كاربرد «زكات» در قرآن به  معناى لغوی آن است: «الَّذِی یُؤتِی مالَهُ یَتَزَكّی»3 این آیه در مقام ستایش كسى است كه از اموال خودش بخشش مى‏كند و همه اموالى را كه در راه خدا و براى انجام وظیفه پرداخت شود، شامل می‌شود . همه این موارد در لغت «زكات» نامیده می‌شود و استعمالات قرآنى هم طبق معناى لغوى وارد شده  است؛ اعم از این‌كه به عنوان زكات واجب  باشد یا خمس.بر همین اساس «زكات» در عرف قرآنى به معنای لغوى‌اش به كار رفته؛ یعنی هر مالى كه انسان در راه خدا صرف كند، بنا بر این حتى بر صدقات مستحب هم «زكات» اطلاق مى‏شود. هم‌چنان‌ كه در عرف قرآنی عنوان «صدقه» برای زكات واجب هم استعمال مى‏شود. مثل آیه‌ای كه در مقام تعیین مصارف زكات می فرماید:  « إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَ الْمَساكِینِ...»4  
+ نوشته شده در  جمعه هشتم اردیبهشت 1391ساعت 6:10  توسط امور فرهنگی  | 

در وادى عشق                     10/1/91

آن دم که دل به عشق هاى ناب دهى، خوش دمى خواهد بود. عشق به مولا، عشق به محور خلقت، دردانه ى آفرینش و عشق به پاک ترین و زلال ترین منجى موعود. تا کسى دل به عشق او نسپرد، لذت بهارى بودن را نمى چشد و به کمترین لحظه اى، عاشق بهار شدن کافى است تا یک عمر چشم گریانت به راه بماند و دلت در انتظار آمدنش بتپد. عشق به مولا، یعنى در راه خودى نبینى، یعنى رضایت او را بر رضاى خود ترجیح دهى، یعنى در هر قدمى و هر نفسى چشم به امر مولا و دل به رضاى او بسپارى و در دوستى و ولایت او خالص باشى(1) و قلبت را از ایمان به ولایت الهیه ى او لبریز کنى؛(2) عشق به مولا، یعنى این که فرمانبردار او باشى؛(3) به فضیلتش و به حقش معرفت یابى؛(4) با دوست او دوست، و با دشمن او دشمن باشى؛(5) عشق به مولا، یعنى همه جا، پا جاى پاى امام بگذارى؛ زیرا مولاى تو مى خواهد که توشه ات یک سبد گل طاعت باشد بى هیچ زنگار معصیت و سینه ات دریاى صداقت باشد، بدى ها را بشناسى واز آن دورى کنى. بر زبانت جز درستى وحکمت جارى نشود و قلبت از علم و معرفت لبریز باشد درونت از حرام و شبه حرام تهى باشد و دست هایت از ظلم و بدکارى پاک.(6)چشمت بر سیه کارى و خیانت گشوده نگردد و لهویات و غیبت ها گوش هایت را پر نکند.(7) مولاى من! مرا به دوستى خود بخواه واین کم ترین را به آرزوى قلبى اش برسان .از خدا بخشودگى خطاکارى ام را بخواه؛ که من به ریسمان مهر تو آویخته ام وبه ولایت تو چنگ زده ام

مولاى تو مى خواهد که آسمانى باشى و اهل نور؛ سینه ات جایگاه خداجویى، و وجودت سرشار از طهارت و پاکى باشد. مولاى تو مى خواهد که نامه ى عملت را پر از بوى یاس و نرگس باشد سر فصل نامه ى عملت را حب مولاى على علیه السلام زینت بخشد.(8) مولاى تو مى خواهد که از تو بوى بهشت بشنود و تو باید که در عشق او بهشتى باشى و سرشار از بوى فردوس. او را بخواهى و صدایش بزنى مولاى من! مقتداى من! اى بهشتى ترین نگار! سلام بر تو، سلامى همراه با ولایتى خالصانه.(9) به جانم قسم که تو همان آرزوى قلبى و محبوب دل هر زن و مرد با ایمانى.(10) اى مطلوب ترین بهار موعود! چشم امید به ولایت تو و به عشق تو دوخته ام تا به زلال ولایتت زنگار گناه از وجودم زدوده شود و بر خطاکارى ام پرده ى غفران فرو افتد.(11)

مولاى من! مرا به دوستى خود بخواه و این کم ترین را به آرزوى قلبى اش برسان(12) از خدا بخشودگى خطاکارى ام را بخواه؛ که من به ریسمان مهر تو آویخته ام و به ولایت تو چنگ زده ام(13) اى همه امید من! عشق به تو، عشق به خداست و دوستى با تو، مهرورزى با خداست.(14) رستگارى و سعادت انتهاى جاده ى ولایت توست(15) و جز این راه به وادى خشم خدا منتهى است.(16)

آقاى من! دل به مهر تو بسته ام و از عشق تو لبریز شده ام. اى بهار موعود عالم! به در آى! اى خورشید هدایت بتاب! اى بهشت برین، هوا را از عطر حضورت آکنده ساز!                 سایت تبیان- نویسنده: منیره زارعان

یک پیام قرآنی:              چگونه دل با ياد خدا آرام مى ‏گيرد؟
هميشه اضطراب و نگرانى يكى از بزرگترين بلاهاى زندگى انسانها بوده و هست، و عوارض ناشى از آن در زندگى فردى و اجتماعى كاملاً محسوس است. هميشه آرامش يكى از گمشده ‏هاى مهم بشر بوده، و به هر درى مى‏ زند تا آن را پيدا كند، و اگر تلاش و كوشش انسانها را در طول تاريخ براى پيدا كردن آرامش از طرق "صحيح" و " كاذب" جمع آورى كنيم خود كتاب بسيار قطورى را تشكيل مى ‏دهد. بعضى از دانشمندان مى‏ گويند: به هنگام بروز بعضى از بيماريهاى واگيردار همچون "وبا" از هر ده نفر كه ظاهرا به علت ويا ميميرند اكثر آنها به علت نگرانى و ترس است و تنها اقليتى از آنها حقيقتا بخاطر ابتلاى به بيمارى وبا از بين مى ‏روند! به طور كلى "آرامش" و "دلهره"، نقش بسيار مهمى در "سلامت" و "بيمارى" فرد و جامعه و سعادت و بدبختى انسانها دارد، و چيزى نيست كه بتوان از آن به آسانى گذشت و به همين دليل تا كنون كتابهاى زيادى نوشته شده كه موضوع آنها فقط نگرانى و راه مبارزه با آن، و طرز بدست آوردن آرامش است. تاريخ بشر پر است از صحنه‏ هاى غم‏ انگيزى كه انسان براى تحصيل آرامش به هر چيز دست انداخته و در هر وادى گام نهاده، و تن به انواع اعتيادها داده است. ولى قرآن با يك جمله كوتاه و پر مغز، مطمئن ‏ترين و نزديكترين راه را نشان داده و مى‏ گويد: "بدانيد كه ياد خدا آرامبخش دلها است"!

 

 

پاورقی:

1- مفاتیح الجنان، ص 224: (سلام مخلص لک فى الولایة)

2- همان، ص 903: (مؤمن بکم)

3- همان، ص 904: (مطیع لکم).

4- همان، ص 904: (عارف بحقکم)

 5-  همان، ص 903 و904: (سلم لمن سالمکم وحرب لمن حاربکم)

 6-  همان، ص 222،221: دعاى حضرت مهدى (عجل الله فرجه): (اللهم ارزقنا توفیق الطاعة وبعد المعصیة وصدق النیة وعرفان الحرمة... وسدد ألسنتنا بالصواب والحکمة واملأ قلوبنا بالعلم والمعرفة وطهر بطوننا من الحرام والشبهة واکفف أیدینا عن الظلم والسرقة)

7-  همان، ص 222: (اللهم... اغضض أبصارنا عن الفجور والخیانة واسدد أسماعنا عن اللغو والغیبة)

8-  میزان الحکمه، روایت 952.

9- مفاتیح الجنان،ص 224: (السلام علیک یا مولاى، سلام مخلص لک فى الولایة)

10- همان، ص 886: (بنفسى أنت أمینة شائق یتمنى من مؤمن ومؤمنة)

11-  همان، ص 870: (رجوت بموالاتک وشفاعتک محو ذنوبى وستر عیوبى)

12- همان،ص 870: (فکن لولیک یا مولاى عند تحقیق امله)

13-  همان،ص 870: (واسئل الله غفران زللـه فقد تعلق بحبلک وتمسک بولایتک)

14- ر.ک: ص 49، پاورقى 4.

15- مفاتیح الجنان، ص 906: (فاز الفائزون بولایتکم).

16-  همان، ص 906: (وعلى من جحد ولایتکم غضب الرحمن)

روح بهار

بخش مهدویت تبیان

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم فروردین 1391ساعت 10:26  توسط امور فرهنگی  | 

خدمت به امام زمان(عج)                17/12/90

خدمت به امام زمان علیه السّلام، آن هم در حدّ توان، و سعی و جدّیت در این راه، تکلیف و وظیفه مؤمن است. ملائکه و انبیاء خدمت به آن حضرت را افتخار خود می دانند و پیامبر عظیم الشأن و بزرگی هم چون حضرت خضر علی نبیّنا و آله و علیه السّلام در خدمت ایشان می باشد.

قال الصادق علیه السّلام: وَ لَو اَدرَکتُهُ لَخَدَمتُهُ ایّامَ حَیوتی.(1)امام صادق علیه السّلام می فرمایند: اگر او را درک می کردم[و به او می رسیدم] تمام ایّام زندگی خود، به او خدمت می کردم.

خدمت به مؤمن از مستحبّات اکید اسلامی و دارای ثواب عظیم است و از صفات ممتاز و برجسته مؤمنان حقیقی و بزرگان دین می باشد و مؤمن راستین را می توان از شدّت اهتمام او در خدمت به مخلوق خداوند متعال شناخت، پس خدمت به آن حضرت که صاحب عصر و رئیس و مولای مؤمنان می باشد، برترین عبادت ها و طاعت ها است.

قال عیسی بن مریم علیهما السّلام: یا مَعشَرَ الحَوارییّنَ لی اِلَیکُم حاجَةٌ اُقضُوها لی. قالُوا: قُضِیَت حاجَتُکَ یا روحَ اللهِ فَقامَ، فَقَبَّلَ اَقدامَهُم [اَو فی بَعضِ النُّسَخِ، فَغَشَّلَ اَقدامَهُم] فَقالُوا: کُنّا نَحنُ حَقٌّ [اَحَقُّ] بِهذا یا روُحَ اللهِ. فَقالَ: اِنَّ اَحَقَّ النّاسِ بِالخِدمَةِ، العالِمُ. اَنَّما تَواضَعتُ هکذا لِکَیما تَتَواضَعُوا بَعدی فِی النّاسِ کَتَواضُعی لَکُم. (2)

حضرت عیسی علی نبیّنا و آله و علیه السّلام فرمودند: ای گروه حواریّون! من خواسته ای از شما دارم، آن را برایم برآورید. گفتند: ای روح الله! خواسته تو چیست؟ پس آن حضرت ایستادند و پاهای آن ها را، شستند، گفتند: ای روح الله! ما سزاوارتریم که این عمل را انجام دهیم. آنگاه حضرت فرمودند: سزاوارترین مردم برای خدمت نمودن، عالم است همانا من این چنین تواضع کردم تا شما نیز بعد از من در میان مردم تواضع کنید، همان گونه که من برای شما تواضع و فروتنی نمودم.

حضرت مهدی علیه السّلام سزاوارترین افراد است که به او خدمت شود؛ و اسباب و علل و موجبات بسیاری است که آن حضرت را برای آن که به او خدمت شود، از همه کس سزاوارتر و محق تر می نماید.

خدمت به حضرت حجّة علیه السّلام از راه خدمت به دوستان، پیروان و شیعیان او به دست می آید؛ به عنوان مثال: رفع حوائج و دفع مشکلات و حلّ و فصل امور آن ها در حقیقت خدمت به آن حضرت است. هم چنین برپایی محافل و مجالس ذکر، تألیف یا نشر کتب مربوط به آن حضرت، بنای حوزه های علمیه و ...، اگر قصد خدمت به آن حضرت باشد، خدمت به آن بزرگوار به حساب می آید. مصادیق خدمت به امام علیه السّلام بسیارند که باید با قصد و نیّت خدمت به آن حضرت انجام گیرند.

این توضیح لازم است که خدمت، با نصرت فرق دارد؛ خدمت اخص از نصرت است و بین آن ها عموم و خصوص مطلق است، یعنی هر خدمتی، نصرت است، اما هر نصرتی خدمت نیست. خدمت از راه مباشرت و به طور مستقیم به دست می آید، امّا نصرت و یاری، به مباشرت و عمل مستقیم فرد نیاز ندارد و می تواند بدون مباشرت و به صورت غیر مستقیم و به واسطه فرد دیگر انجام گیرد. به عبارت دیگر، در خدمت، خادم باید خود مباشرت داشته و مستقیم وارد عمل شود و به شخصه اقدام نماید، اما در نصرت، ناصر می تواند به واسطه فرد دیگر، یاری و نصرت خود را انجام دهد. دیگر این که خدمت، در ضمن خود، تواضع و فروتنی و اظهار کوچکی خادم برای مخدوم را در بر دارد. بر خلاف نصرت و یاری که این گونه نیست. لازم به ذکر است، اگر نصرت به نیّت خدمت بوده و در آن مباشرت باشد، خدمت به شمار می آید.

 پینوشتها:   1-بحارالانوار ج51 ص148 باب6 ح22           2-کافی ج1 ص37 باب صفة العلماء ح6

سایت تبیان بخش مهدویت                        منبع: وبلاگ راه وصال

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم اسفند 1390ساعت 6:10  توسط امور فرهنگی  | 

موضوعی که نباید فراموش کرد         6/12/90

صدقه دادن برای امام زمان (علیه السلام)  :برای امام زمان علیه السلام صدقه بدهیم. ممکن است سوال شود که مگر امام زمان علیه السلام محتاج به صدقه یا دعای ماست ؟! ما چه کسی هستیم که اصلا صدقه و دعای ما ارزشی داشته باشد ؟! این حرف کاملا صحیح است ، ایشان ابدا محتاج به دعا و صدقه ما نیست اما این کارها وظیفه ی ماست. البته ممکن است صدقه و دعاهای ما هم تأثیری داشته باشد و خدای متعال به بهانه ی دعای ما غمی را از ایشان بر طرف کند و به بهانه ی صدقه ی ما بلایی را از ایشان یا بستگانشان بردارد و این مطلب هیچ مانع عقلی و علمی ندارد. صدقه دادن ، منحصر به آخر هفته نباشد. هر صبح که از خانه بیرون می آییم و هر شب که به منزل باز می گردیم به مقداری که در توان ماست صدقه برای حضرت بقیة الله بدهیم. و الله ! اگر به آن عمل کنیم خیر و برکات بسیاری به همراه دارد.

آداب صدقه دادن برای سلامتی امام زمان (عج):اهمیت این موضوع از زبان سید بن طاووس (متوفی 664 ه.ق) در این است که این عالم ربانی در زمان غیبت کبری با حجت ‌بن الحسن (علیه السلام) دیدار داشته است.یکى از اعمالى که سید بن طاووس، رحمة الله علیه، به آن بسیار اهمیت مى‏داده، صدقه براى حفظ وجود مقدس امام زمان، ارواحنا فداه، بوده است چون یکى از تکالیف زمان غیبت صدقه دادن است ‏به آنچه میسر است ‏براى حفظ وجود مبارک امام زمان (عج).

به طور کلى صدقه آثارى دارد یکى اینکه صدقه نمایشگر صداقت ایمان مؤمن است که با انجام آن نشان مى‏دهد تا چه حد در وادى ایمان و خداپرستى صادق است و از این طریق نیازمندیهاى مؤمنان رفع مى‏گردد و رفاه عمومى به وجود مى‏آید چنان که قرآن کریم در آیه 103 سوره توبه مى‏فرماید: «خُذ مِن اَموالِهِم صَدَقَةً تُطهِرُهُم و تُزَکِیهِم بها»اى رسول ما! تو از مؤمنان صدقات را دریافت کن تا بدان صدقات نفس آنها را پاک و پاکیزه سازى.مؤمن صدقه را باید خود یا براى فایده و غرضى که در نظر دارد بدهد و یا براى حفظ نفس خود و یا محبوب و عزیزى که بسیار نزد او گرامى است و چه محبوبى بالاتر از امام زمان، ارواحنا فداه، که اصلاح بسیارى از امور دینى و آخرتمان بستگى به وجود و سلامتى آن حضرت دارد و این مطلب به دلیل عقل و نقل ثابت است که هیچ شخصى عزیزتر و گرامیتر نیست و نباید باشد از وجود مقدس امام زمان، ارواحنا فداه، بلکه حضرتش باید محبوبتر از نفس خودمان باشد و اگر چنین اعتقادى نداشته باشیم در ایمان و معرفتمان نسبت ‏به آن حضرت ضعف و خللى وجود دارد. لذا سید بن طاووس، رحمة الله علیه، به فرزند خود سفارش مى‏فرماید: «ابتدا کن به صدقه دادن براى آن حضرت قبل از اینکه براى خود و عزیزانت صدقه بدهى».

باید توجه داشت که آن حضرت هیچ احتیاجى به صدقه و دعاى ما ندارد بلکه از شؤون بندگى و اداى بعضى از حقوق بزرگ آن حضرت است و خود یک نوع اظهار محبت و دوستى به آن جناب است، و این عمل راه و سببى است‏براى جلب رضاى پروردگار و حصول قرب به خداوند در قضاى حوائج و دفع بلا.

لذا آثار صدقه به انفاق کنندگان آن مى‏رسد مخصوصا اگر انفاق براى اظهار محبت و دعا براى وجود مقدس امام، علیه السلام، باشدسید بن طاووس، در کتاب «امان‏الاخطار» در ضمن دعایى که براى صدقه دادن در وقت‏ سفر ذکر مى‏کند، مى‏نویسد: « خدایا! این (صدقه) از آن تو و براى توست و صدقه‏اى براى سلامتى مولایمان مهدی( عجل‏الله ‏تعالى‏ فرجه‏الشریف) مى‏باشد، و بر او درود بفرست آن هنگام که در سفر است و در تمام حرکت‌ها و استراحت‌هایش، در تمامى اوقات شب و روزش و صدقه‏اى است، ‏براى هرچه که متعلق به اوست. یکى از علماى اهل معنا مى‏فرمود: چه در هنگام سفر و چه در هنگام حضر، وقتى که صدقه براى وجود مقدس امام زمان، ارواحنا فداه، مى‏دهید این دعا ـ دعاى فوق ـ را بخوانید.    سایت تبیان-فرآوری : زهرا اجلال

منابع:  1-وبلاگ شیعه امیرالمؤمنین علیه السلام   2-امام زمان و سید بن طاووس به قلم سید جعفر رفیعى

+ نوشته شده در  شنبه ششم اسفند 1390ساعت 6:15  توسط امور فرهنگی  |